logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

آینده پژوهی در سازمان

نخستین گام برای ورود به دنیای آینده نگاری بسیار ساده است و آن چیزی نیست جز شروع گفتگو درباره فردا. اما نکته حیاتی اینجاست که این گفتگوها دیگر نمی‌توانند در انحصار گروه کوچکی از متخصصان یا در اتاق‌های در بسته واحدهای استراتژی باقی بمانند. جهان امروز منتظر انتشار گزارش بعدی ما نمی‌ماند زیرا تغییرات فناوری، رفتارهای مشتریان و تحولات ژئوپلیتیک با سرعتی سرسام‌آور در حال وقوع هستند.

در این واقعیت جدید، آینده پژوهی در سازمان نباید تنها یک شغل تخصصی باشد بلکه باید به یک انضباط مشترک تبدیل شود که در تار و پود تمام واحدها جریان دارد. برندگان نهایی کسانی نیستند که بیشترین بودجه را دارند، بلکه کسانی هستند که تفکر آینده نگر را با تصمیمات روزمره پیوند می‌زنند.

خروج از سیلوها؛ پایان رانندگی با آینه عقب

وقتی یک سیگنال تغییر ظهور می‌کند، هرگز خود را با چارت سازمانی ما هماهنگ نمی‌کند. یک فناوری جدید ممکن است همزمان برای تیم محصول یک فرصت طلایی باشد، برای تیم حقوقی یک دردسر بزرگ و برای هیئت مدیره یک نگرانی استراتژیک. اگر این بینش‌ها در یک واحد حبس شوند، تصویر بزرگ را از دست می‌دهیم.

تکیه صرف بر داده‌های عملکردی گذشته مانند رانندگی با نگاه کردن به آینه عقب است. آینده پژوهی در سازمان باید این روند را معکوس کند و با ایجاد همکاری بین‌بخشی، به همه تیم‌ها اجازه دهد تا پیش از وقوع اختلال، جاده پیش رو را ببینند و نقاط کور استراتژیک را حذف کنند. این همان مفهومی است که در آینده‌نگاری شرکتی به دنبال آن هستیم.

picture

هر کارمند، یک دیده‌بان

شاید تصور کنید که قرار است همه کارمندان به آینده پژوه تبدیل شوند، اما هدف اصلی ساده‌سازی تفکر آینده نگر در کارهای روزمره است. تیم‌های مختلف می‌توانند نقش‌های متفاوتی ایفا کنند. تیم محصول می‌تواند نیازهای نوظهور و پنهان مشتریان را کشف کند و تیم تحقیق و توسعه به دنبال سیگنال‌های ضعیف در فناوری‌های نوین باشد.

در همین حال واحد منابع انسانی باید خود را برای مهارت‌های مورد نیاز نیروی کار در سال‌های آتی آماده کند و تیم بازاریابی داستان برند را با ارزش‌های در حال تغییر مصرف‌کنندگان همسو سازد. حتی می‌توان با یک اقدام ساده مثل اختصاص ده دقیقه از هر جلسه تیمی به بحث درباره سیگنال‌های تغییر، این فرهنگ آینده پژوهی را نهادینه کرد.

picture

ابزارها و زبان مشترک

چالش اصلی اینجاست که جمع‌آوری، دسته‌بندی و تفسیر مداوم سیگنال‌ها کاری دشوار و زمان‌بر است. همین دشواری باعث شده تا آینده پژوهی در سازمان اغلب در سیلوها محبوس بماند. استفاده از ابزارهای هوشمند و خودکارسازی فرآیند اسکن محیطی می‌تواند موانع را برای افراد غیرمتخصص کاهش دهد.

مهم‌ترین دستاورد این ابزارها ایجاد یک زبان مشترک است. وقتی همه بر اساس یک زیربنای اطلاعاتی یکسان صحبت کنند، همکاری از یک ایده انتزاعی به یک راهکار عملی و طبیعی تبدیل می‌شود و دیگر نیازی به تلاش‌های فرسایشی برای هماهنگی نیست.

فرهنگ‌سازی برای عدم قطعیت

نباید فراموش کرد که آینده نگاری بیش از آنکه وابسته به ابزار باشد، به طرز تفکر و فرهنگ سازمانی گره خورده است. رهبران باید فضایی امن برای پرسش‌های جسورانه و بررسی عدم قطعیت‌ها فراهم کنند. سازمان‌های پیشرو اجازه نمی‌دهند حقایق رسمی یا باورهای قدیمی مانع دیدن واقعیت شوند.

در این فرهنگ جدید، همکاری و کنجکاوی پاداش داده می‌شود و گزارش‌های آینده پژوهی به جای خاک خوردن در قفسه‌ها، در متن جلسات تدوین نقشه راه و بودجه‌ریزی حضور دارند. در دنیایی تا این حد غیرقابل پیش‌بینی، دیگر کافی نیست که تنها چند دیده‌بان به افق خیره شوند؛ آینده پژوهی در سازمان باید توزیع شود، به اشتراک گذاشته شود و در بطن کارهای روزانه زندگی کند.