آیندهنگاری اقتصاد سبز در بریتانیا
مسیر رسیدن به یک اقتصاد کاملاً سبز و پایدار هموار نیست و به نگاهی فراتر از برنامههای کوتاهمدت نیاز دارد. پروژهی کپچرد (CAPTURED) دقیقاً با همین هدف شکل گرفت تا یک مطالعهی گستردهی آیندهپژوهی را برای ترسیم مسیرهای جایگزین اقتصاد سبز بریتانیا تا سال ۲۰۵۰ رقم بزند. نام این طرح از کنار هم قرار گرفتن حروف اول عبارتی طولانی دربارهی تکنیکهای مشارکتی متناسب با پیچیدگی برای بازآفرینی سیاست انرژی ساخته شده است. پژوهشگران در این مسیر سیاستگذاران برنامهریزان و تحلیلگران بخشهای دولتی و خصوصی و نهادهای مدنی را گرد هم آوردند. حاضران در این نشستها متخصصان برجستهی حوزههایی مانند اقتصاد سبز تأمین مالی سبز هدفگذاری خالص صفر و پایداری زیستمحیطی بودند.
روشهای آیندهنگاری و اجرای کارگاههای مشارکتی
ورود به دنیای آیندهپژوهی بدون نگاه همهجانبه و مشارکت فعالانه امکانپذیر نیست و پژوهشگران این مطالعه نیز مجموعهای از روشهای آیندهنگاری را دقیقاً بر همین اساس به کار گرفتند. آنها در گام نخست پایههای تحقیق را روی مطالعات کتابخانهای استوار کردند و سپس برای گسترش دامنهی کار از دادههای یک نظرسنجی آنلاین بهره بردند. برگزاری دو کارگاه مشارکتی حضوری گام تکمیلی این مسیر را شکل داد تا اطلاعات جمعآوریشده در فضایی تعاملی منسجم شوند.
کارگاه اول فضایی برای افقگشایی و رصد نشانهها بود. شرکتکنندگان در این مرحله با کمک اسناد پایهای به دست آمده از مطالعات کتابخانهای تحولات موجود را بررسی کردند تا روندها و سیگنالهای اقتصاد سبز را شناسایی کنند. روندها الگوهای تغییری هستند که از پیش جریان دارند و جامعه آنها را بهخوبی میشناسد. نمونهای از این روندها در گزارشهای علمی دولت بریتانیا دیده میشود. سیگنالها اما نشانههای اولیهی تغییر محسوب میشوند و هنوز تثبیت نشدهاند. کشف دقیق همین نشانههای ظریف پایهای محکم برای مراحل بعدی آیندهپژوهی فراهم کرد.
مطالعه بیشتر:
دومین کارگاه حضوری به برنامهریزی سناریو و پسنگری اختصاص یافت. فعالیتهای ساختاریافتهی این بخش به افراد کمک کرد طیف متنوعی از سناریوهای اقتصاد سبز را توسعه دهند و نقشهبرداری کنند. متخصصان آیندههای مطلوب را بهعنوان وضعیتهای آرمانی در کنار سناریوهای محتمل بررسی کردند. آیندههای پذیرفتنی با تعمیم منطقی روندهای کنونی و سناریوهای ممکن با تخیلی گستردهتر از زمان پیش رو ترسیم شدند. تمامی این سناریوها در ابعاد اجتماعی فناورانه اقتصادی زیستمحیطی و سیاسی توصیف شدند و چارچوب تحلیلی جامع استیپ (STEEP) را شکل دادند. فرآیند آیندهنگاری در این نشست با تعمیم حداقلی و حداکثری سیگنالها به کشف روایتهای متفاوتی از اقتصاد سبز منجر شد.
مطالعه بیشتر:
برنامهریزی سناریو در آیندهنگاری
پسنگری: ابزاری استراتژیک برای ساخت آیندهای پایدار
سناریوهای گذار با پسنگری در آیندهنگاری
ترسیم سناریوها و چشماندازها در این مطالعهی آیندهپژوهی
تصویر زیر مخروط آینده را بر اساس یافتههای پروژهی کپچرد نشان میدهد. این مدل تصویری با الهام از سایر نمودارهای مشابه در حوزهی آیندهپژوهی طراحی شده است.

تحلیل دادهها دو چشمانداز اصلی را برای اقتصاد سبز مطلوب در میانههای قرن بیست و یکم نمایان کرد. چشمانداز اول جامعهای چندارزشی را توصیف میکند و بر ایجاد تعادل میان طبیعت و رفاه انسان استوار است. در این رویکرد ایجاد توازن میان ارزشها و جاهطلبیهای مختلف اهمیت زیادی دارد. چشمانداز دوم جامعهای با قناعت شادمانه را به تصویر میکشد و میپذیرد بدهبستانها و فدا کردن برخی خواستهها در مسیر توسعه اجتنابناپذیر خواهد بود.
تحقق این چشماندازهای برآمده از آیندهنگاری به پیشنیازهای مشترکی وابستگی دارد. قیمتگذاری عادلانهی کربن در کنار محدود کردن اطلاعات نادرست اقلیمی صلح جهانی و تدوین استراتژیهای حکمرانی بلندمدت از مهمترین عوامل تسهیلکنندهی این مسیر هستند. شرکتکنندگان افزون بر موارد مطلوب چشماندازهای جایگزین دیگری را هم متصور شدند. عناوینی مانند «سقوط پیش از صعود»، «بیرون از این جهان»، «جادهای به سوی هیچکجا» و «ویرانشهرِ خوشبینی فناورانه» نامهایی هستند که برای این سناریوهای متفاوت و جایگزین انتخاب شدهاند.
اهمیت آیندهنگاری در مدیریت پیچیدگیهای تصمیمگیری
گذار به اقتصاد سبز و پایداری زیستمحیطی با پیچیدگیهای زیادی همراه است و به نظر میرسد الگوهای گذشته توان مدیریت تغییرات جدید را نداشته باشند. در چنین شرایطی استفاده از رویکردهای آیندهپژوهی گزینهی مناسبی برای روبهرو شدن با عدمقطعیتها به نظر میرسد. این دانش فضایی فراهم میکند تا سازمانها و سیاستگذاران پیشفرضهایشان را ارزیابی کنند و دامنهی تخیل خود را برای مواجهه با مسیرهای گوناگون توسعه دهند.
وقتی نهادهای تصمیمگیر سناریوهای متضاد و آیندههای بدیل را بررسی میکنند معمولاً آمادگی بیشتری برای درک پیامدها به دست میآورند. آیندهنگاری به برنامهریزان امکان میدهد اثرات رویکردهای مختلف را پیش از وقوع بسنجند و ظرفیت انطباقپذیری ساختارشان را بالا ببرند. حضور مستمر این نوع نگاه در برنامهریزیهای کلان باعث میشود استراتژیها منعطفتر شوند و گزینههای کارآمدتری برای ساختن فردایی پایدار در اختیار جامعه قرار بگیرد.

