logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

سناریوهای گذار با پس‌نگری در آینده‌نگاری

متخصصان آینده‌پژوهی گاهی با چالشی آشنا روبه‌رو می‌شوند؛ سازمان‌ها سناریوهایی برای آینده ترسیم کرده‌اند، اما افق زمانی‌شان آن‌قدر دور است در برنامه‌ریزی‌های استراتژیک فعلی کارایی چندانی ندارند. تیم آینده‌نگاری دانشگاه هوستون (Houston) در همکاری با سازمان جنگل‌داری ایالات متحده دقیقاً با همین مسئله مواجه شد. این سازمان چشم‌اندازهایی بلندمدت برای سال ۲۰۹۰ در اختیار داشت. مدیران برای راه‌اندازی یک سیستم رصد افق کارآمد و شناسایی مسائل نوظهور، به سناریوهایی در فاصله‌ی زمانی نزدیک‌تر نیاز داشتند.

هدف این بود داوطلبان سیستم رصد، بستر ملموسی برای ارزیابی سیگنال‌های تغییر پیدا کنند. پژوهشگران برای پر کردن این خلأ زمانی، متدولوژی جدیدی خلق کردند. آن‌ها با استفاده از تکنیک پس‌نگری (Backcasting)، سناریوهای بلندمدت را به سناریوهای گذار در سال ۲۰۳۵ تبدیل کردند.

تکنیک پس‌نگری در سناریوهای گذار

روش پس‌نگری معمولاً با تصور یک آینده‌ی مطلوب آغاز می‌شود و محققان مسیر رسیدن به آن را تا زمان حال مهندسی معکوس می‌کنند. تیم پروژه در اینجا مسیر متفاوتی پیش گرفت. کار با سه سناریوی جایگزین برای سال ۲۰۹۰ آغاز شد. سناریوی چهارم (روند فعلی) کنار گذاشته شد؛ زیرا کارشناسان معتقد بودند ادامه‌ی وضعیت موجود تا سال ۲۰۳۵ دچار فروپاشی می‌شود و جای خود را به یکی از آینده‌های جایگزین می‌دهد.

در این روش، هدف شناسایی رویدادها یا نقاط عطف خاص در طول مسیر نبود. هسته‌ی اصلی کار بر دوازده متغیر یا پیشران تغییر متمرکز شد. ارزش‌های اجتماعی، رابطه‌ی انسان با طبیعت، وضعیت اقتصاد، تغییرات اقلیمی، ساختار سازمانی، رویکرد رهبری و فناوری بخشی از این پیشران‌های کلیدی بودند.

Artboard 1

مراحل اجرای پروژه

پژوهشگران برای حفظ پیوستگی منطقی میان آینده‌ی دور و نزدیک، سال ۲۰۶۰ را به‌عنوان نقطه‌ی میانی انتخاب کردند. روند کار با دقت بالا و طی مراحل زیر انجام شد:

  • گام نخست با انتخاب پیشران اول در سناریوی اول کلید خورد. تیم تحقیق وضعیت آن متغیر را در افق ۲۰۶۰ ترسیم کرد و سپس همین ارزیابی را برای ۲۵ سال قبل‌تر، یعنی افق ۲۰۳۵ انجام داد.

  • برای اطمینان از منطقی بودن مسیر شکل‌گرفته، کل روند به‌صورت رو به جلو (از ۲۰۳۰ به ۲۰۶۰ و نهایتاً ۲۰۹۰) آزمایش شد. اگر مسیر توسعه‌ی یک پیشران باورپذیر نبود، اصلاحات لازم روی آن صورت می‌گرفت.

  • این فرآیند رفت‌وبرگشتی برای تک‌تک دوازده پیشران در هر سه سناریو تکرار شد. تیم آینده‌نگاری با بررسی تقاطع این مسیرها مطمئن شد داستانِ هر سناریو همچنان منسجم، متمایز و از نظر علت‌ومعلولی منطقی است.

چشم‌اندازهای جنگل‌داری در افق ۲۰۳۵

خروجی نهایی این فرآیند، تدوین چهار تصویر روشن برای سال ۲۰۳۵ بود. هر تصویر پیامدهای راهبردی متفاوتی برای تصمیم‌گیران حوزه محیط‌زیست به همراه دارد.

جنگل‌های تحت فشار (تداوم روند فعلی)

جنگل‌های آمریکای شمالی با سرعت به‌سوی بحران پیش می‌روند. کاهش بودجه و تنش‌های سیاسی اوضاع را پیچیده‌تر می‌سازد. تغییرات اقلیمی به افزایش آتش‌سوزی‌های مهارنشدنی، گسترش گونه‌های مهاجم و شیوع آفات دامن می‌زند. در این شرایط، جنگل‌ها به‌جای جذب کربن، به منبع انتشار آن تبدیل می‌شوند. مدیران جنگل‌داری مجبورند با منابعی محدود، رویکردی تدافعی اتخاذ کنند.

مداخله‌ی دولت: حکومت نظامی و قرنطینه (فروپاشی)

تغییرات شدید محیط‌زیستی ناامنی گسترده‌ای در سطح جامعه ایجاد می‌کند. دولت‌ها برای مدیریت بحران‌های پیاپی، اعلام وضعیت اضطراری می‌کنند. نیروهای نظامی وظیفه‌ی اطفای حریق و کنترل بیماری‌های کشنده‌ی استوایی را بر عهده می‌گیرند. طبیعت هویتی خشن و متخاصم پیدا می‌کند و شهروندان برای در امان ماندن، به فضاهای سرپوشیده و سرگرمی‌های مبتنی بر واقعیت مجازی پناه می‌برند. شرکت‌های بزرگ با بهره‌گیری از فناوری‌های شبه‌نظامی، کنترل منابع چوبی را در دست می‌گیرند.

اینترنت درختان (تحول مبتنی بر فناوری)

نوآوری‌های تکنولوژیک اثرات مخرب تغییرات اقلیمی را مهار می‌کنند. همکاری‌های بین‌المللی با تمرکز بر اقتصاد سبز شکلی جدی به خود می‌گیرند. استقرار شبکه‌های اینترنت اشیا (IoT) در دل جنگل‌ها، پایش لحظه‌ای و پیش‌بینی زودهنگام خطرات را ممکن می‌سازد. مهندسی ژنتیک برای مقابله با آفات جدید به کار گرفته می‌شود. جنگل‌ها دوباره نقش حیاتی‌شان را در ذخیره‌ی کربن پیدا می‌کنند و فناوری به بازوی اصلی احیای طبیعت تبدیل می‌شود.

پرورش طبیعت (تحول فرهنگی)

جامعه ارزش‌هایش را در قبال محیط‌زیست بازنگری می‌کند. نگاه ابزاری و سلطه‌جویانه به طبیعت، جای خود را به همزیستی مسالمت‌آمیز و درک وابستگی متقابل می‌دهد. این تغییر پارادایم بیشتر در قالب جنبش‌های محلی و کارآفرینی اجتماعی متبلور می‌شود. سبک زندگی دوستدار محیط‌زیست فراگیر شده و نوآوری‌ها در خدمت اهداف بوم‌شناختی قرار می‌گیرند. مدیریت جنگل‌ها با مشارکت فعال شهروندان، بومیان و نهادهای مدنی انجام می‌شود.

پیوند تفکر بلندمدت با اقدام عملی

تدوین سناریوهای گذار راهکاری نوآورانه برای کاربردی کردن آینده‌های بسیار دور محسوب می‌شود. این رویکرد به متخصصان آینده‌پژوهی اجازه می‌دهد از بازآفرینی پرهزینه‌ی سناریوها دوری کنند و بیشترین بهره را از مطالعات پیشین ببرند.

سیستم‌های رصد افق با داشتن چشم‌اندازهای میان‌مدت، سیگنال‌های تغییر را با دقت بالاتری تحلیل می‌کنند. وقتی سیاست‌گذاران تصاویر ملموسی از سال ۲۰۳۵ در اختیار داشته باشند، راحت‌تر می‌توانند برای جلوگیری از آینده‌های نامطلوب اقدام کنند. متدولوژی پس‌نگری در این مقیاس، فاصله‌ی معنایی میان چشم‌اندازهای آرمانی و برنامه‌ریزی‌های جاری را از بین می‌برد و سازمان‌ها را برای رویارویی با عدم‌قطعیت‌ها تجهیز می‌کند.

منبع:
jfsdigital