logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

چهار کهن‌الگوی سازماندهی آینده‌نگاری شرکتی در مرحله بلوغ میانی

بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های بزرگ در مسیر سیستماتیک کردن فعالیت‌های آینده‌نگاری و ادغام آن در فرآیندهای تصمیم‌گیری با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند. این چالش‌ها عمدتاً ناشی از مشروعیت محدود این دانش در بدنه سازمان است که در نهایت منجر به کمبود منابع و نبود تعهد سازمانی نسبت به پیاده‌سازی خروجی‌ها می‌شود. این وضعیت به‌ویژه در سازمان‌هایی با سطح بلوغ میانی (maturity stage) مشهود است چرا که در این ابعاد سازمانی، جایگاه آینده‌نگاری به دلیل عدم اثبات کامل ارزش خود، بسیار شکننده و آسیب‌پذیر به نظر می‌رسد. برای درک نحوه مدیریت دانش فکری در این لایه، مفهوم آینده‌نگاری شرکتی (corporate foresight) تعریف می‌شود که شامل ساختارها، نقش‌ها و فعالیت‌هایی است که فرآیند کسب، دستکاری و کاربرد دانش آینده را در سازمان تعیین می‌کنند.

ابعاد سه‌گانه جریان دانش در سیستم آینده‌نگاری

یک سیستم مدیریت دانش منسجم، حول سه مرحله اصلی جریان اطلاعات سازماندهی می‌شود. در مرحله اول، یعنی کسب دانش، سازمان‌ها از طریق فرآیندهای تعاملی یا منابع خارجی به داده‌های جدید درباره آینده دسترسی پیدا می‌کنند. مرحله دوم به دستکاری و پردازش این دانش، اختصاص دارد به طوری که در این گام، اطلاعات مهم فیلتر و ترجمه شده و در نهایت به گونه‌ای کاربردی درمی‌آیند که با نیازهای تصمیم‌گیرندگان هم‌خوانی کامل داشته باشند. در نهایت، در مرحله سوم یا همان کاربرد دانش، این بینش‌ها مستقیماً در تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات عینی بازیگران مختلف سازمانی ادغام می‌شوند. موفقیت در این سه گام، مستلزم انتخاب یک ساختار سازماندهی اصولی و متناسب با فرهنگ سازمانی است.

الگوهای ساختاری و کهن‌الگوهای سازماندهی آینده‌نگاری

برای درک بهتر نحوه پیاده‌سازی این ساختارها در عمل، می‌توان از مدل‌های سازماندهی سیستم‌های آینده‌نگاری الگوبرداری کرد. بر اساس یافته‌های نوین مدیریت استراتژیک، چهار کهن‌الگوی اصلی برای جاری‌سازی این تفکر وجود دارد که هر کدام بر اساس شیوه کسب، دستکاری و کاربرد دانش، نقاط قوت و محدودیت‌های منحصربه‌فردی را به نمایش می‌گذارند.

شناخت دقیق مقتضیات، ارزش‌ها و چالش‌های هر یک از این مدل‌ها به مدیران و استراتژیست‌ها کمک می‌کند تا قطب‌نمای مدیریتی خود را هوشمندانه‌تر تنظیم کنند و آگاهانه دست به انتخاب بزنند. برای تبیین دقیق‌تر و مقایسه ساختاریافته این رویکردها، ابعاد کلیدی، شرایط کسب مشروعیت و محدودیت‌های هر چهار مدل در قالب جدول ۱ در ادامه آورده شده است.

 

picture

شناخت این الگوهای چهارگانه که در جدول بالا به تصویر کشیده شده‌اند، به ما یادآوری می‌کند که هیچ مسیر واحد، خطی و مطلقی برای سازماندهی وجود ندارد. سازمان‌ها بر اساس فرهنگ، میزان دسترسی به منابع و پویایی‌های درونی خود، باید مدلی مناسب را انتخاب کنند تا بتوانند از گسست‌های مدیریتی رها شوند.

پنجره‌های فرصت برای توسعه سازمان و عبور از محدودیت‌ها

برای حرکت به سمت سطوح بالاتر بلوغ، سازمان‌ها نباید برای همیشه در یک کهن‌الگو محصور بمانند. تجربه محدودیت‌های هر مدل و پدید آمدن دغدغه‌های ساختاری جدید، «پنجره‌های فرصت» را برای ترکیب عناصر الگوهای مختلف و کسب مشروعیت بیشتر باز می‌کند.

به عنوان مثال، مدل وظیفه‌محور برای فرار از محدودیت‌های ناشی از نگاه کوتاه‌مدت، می‌تواند با ایجاد یک واحد مستقل (برای عمق بخشیدن به تحلیل‌ها) یا با تیم اجرایی (برای تراز کردن بینش‌ها با استراتژی کلان) ترکیب شود. از سوی دیگر، یک واحد مستقل آینده‌نگاری نیز برای جلوگیری از انزوا و دوری از بازار، می‌تواند تعاملات خود را با بخش‌های عملیاتی نزدیک‌تر کرده و از یک پلتفرم دیجیتال برای توزیع وسیع‌تر دستاوردهای خود استفاده کند. مدیریت ارشد نیز در مدل هدایت‌شده توسط تیم رهبری، می‌تواند با تکیه بر پلتفرم‌های تمرکززدا، دانش بومی و ضمنی درون‌سازمانی را جمع‌آوری کرده و فرآیند چشم‌اندازنویسی را دموکراتیک‌تر کند.

پویایی مستمر در مدیریت آینده

در نهایت، آینده‌نگاری فراتر از یک ابزار لوکس یا یک پروژه مقطعی، یک مهارت سازمانی پویا و حیاتی برای بقا در محیط‌های متلاطم امروزی به شمار می‌رود. بررسی این چهار کهن‌الگو نشان می‌دهد که برخلاف مدل‌های بلوغ سنتی که تکامل سازمانی را یک مسیر خطی و اجباری می‌دانند، در مرحله بلوغ میانی هر الگو منطق مشروعیت و ارزش‌آفرینی خاص خود را دارد. آزادی و توانایی ساختن فردا در دنیای کسب‌وکار، یک اصل خودکار یا مسیر تضمین‌شده به شمار نمی‌رود. این توانمندی در واقع مهارتی اکتسابی است که باید با تکیه بر یادگیری سازمانی، تفکر انتقادی و شکستن سیلوهای اطلاعاتی پدید آید. چنین مهارتی، پویایی خود را در قالب یک سیستم جامع آینده‌نگاری به طور مستمر بازتعریف می‌کند و در نهایت در تاروپود تصمیمات استراتژیک سازمان جریان می‌یابد.