خودرهبری تطبیقی
تمرین روزمرهی هشت مهارت بنیادین راهی مطمئن برای تبدیل شدن به فردی با عملکرد عالی است. اما مهارتها بهتنهایی برای تحقق رهبری کافی نیستند و داشتن ارزشهای والا الزامی است. مهارتها ذاتاً از نظر ارزشی خنثی عمل میکنند؛ بنابراین رهبران باید چشمانداز داشته باشند و اهدافی را دنبال کنند که تجلی ارزشهایشان باشد. در جهانی مبتنی بر تکامل و توسعه، پیگیری بخش خاصی از این اهداف و ارزشها سیستم را انطباقپذیرتر (Adaptive) میکند.
مطالعه بیشتر: رهبری آینده پژوهانه
هشت مهارت انطباقپذیر
در رویکرد رهبری مبتنی بر نقاط قوت، مؤسسه گالوپ (Gallup) چهار حوزه کلیدی را بهعنوان شالوده مهارتهای رهبری معرفی میکند. نخستین حوزه، تفکر استراتژیک است؛ قابلیتی که بر آیندهنگاری، تحلیل و درک فرصتهای پیشرو تمرکز دارد. سه حوزه دیگر، یعنی اجرا، تأثیرگذاری و ارتباطات، جنبههای عملی رهبری را شکل میدهند و به تبدیل چشماندازها به اقدام و نتایج ملموس کمک میکنند.
حوزهی تفکر استراتژیک مؤسسهی گالوپ قابلیت بسط به چهار مهارت آیندهپژوهی را دارد. گام نخست مهارت یادگیری است؛ یعنی شناخت گذشته و حال مرتبط برای آمادهسازی آیندهنگاری. پس از آن رویکردهای اصلی آیندهپژوهی تافلر (Toffler) وارد عمل میشوند. این رویکردها شامل مهارت پیشبینی آیندههای محتمل، نوآوری برای آیندههای ممکن و مهارت استراتژی و برنامهریزی برای آیندههای مرجح هستند.
در مرحلهی بعد مهارتهای عملیاتی گالوپ با چرخهی جهانی اقدام (چرخهی یادگیری، مشاهده، اقدام و بازبینی) ادغام میشوند. این ادغام چهار مهارت اقدام میسازد و گام بازبینی را هم در بر میگیرد. ترکیب همهی این موارد هشت مهارت آیندهپژوهی انطباقپذیر را پدید میآورد. بهکارگیری مهارتهایی کمتر از این تعداد بخشهای حیاتی ادبیات مدیریت را نادیده میگیرد و افزودن بر آنها نیز کاملاً غیرضروری است. این هشت مورد مهارتهایی کلیدی برای تمرین روزانه و کمک به دیگران در پیادهسازیشان به شمار میروند.
ارزشهای تکاملی و توسعهای
در سیستمهای پیشرو جهان پیوسته برای پیگیری اهداف تکاملی و توسعهای تلاش میکند. آزادی، خلاقیت، بینش، تنوع و همدلی ارزشهای تکاملی را میسازند و در مقابل ارزشهای توسعهای شامل نظم، حقیقت، قدرت، امنیت و اخلاق میشوند. این ده ارزش پنج هدف بنیادین را نمایندگی میکنند و در قالب گروههای جفتی تکاملی و توسعهای (Evo Devo pairs) دستهبندی میشوند. برای درک بهتر میتوان این جفتها و ویژگیهای درونیشان را پیوسته و در ارتباط با یکدیگر بررسی کرد:
نخستین جفت ارزش همدلی شامل مفاهیمی چون عشق، شفقت، درک و ارتباط را کنار اخلاق مینشاند. اخلاق خود دربرگیرندهی انصاف، همافزایی، دستاوردهای مثبت و وابستگی متقابل است. جفت دوم بینش را نمایندهی غیرمادیسازی، مجازیسازی، مدلسازی، آگاهی و هوش میداند و آن را کنار قدرت تعریف میکند؛ قدرتی همراه با تراکم، ثروت، سرعت، فشردهسازی تولید و کارایی نمایی.
جفت سوم ارزش تنوع با ویژگیهایی نظیر گستردگی اطلاعات، تفرد، تخصص، تفاوت و استقلال را کنار امنیت مینشاند و تمرکز آن بر آگاهی، محافظت، ایمنی، مدیریت ریسک و مصونیت است. جفت چهارم رویارویی آزادی با ماهیت پایینبهبالا، عدم قطعیت و خلق گزینهها را در برابر نظم با ساختار بالابهپایین، مقررات و محدودیت نشان میدهد. آخرین جفت ترکیبی از خلاقیت شامل ویژگیهای غیرقابل پیشبینی بودن، تازگی، تخیل، داستان، آزمایش و نوآوری است و کنار حقیقت با ویژگیهای پیشبینیپذیری، بهینهسازی، دقت، اینرسی و پایداری به تعادل میرسد.
شکل زیر نشان میدهد اهداف پنجگانهی سیستمهای پیچیده و ده ارزش پیشرفت اجتماعی در یک مدل تکاملی و توسعهای روی یک منحنی توزیع شدهاند و با آیندههای ممکن، محتمل و مرجح ارتباط برقرار میکنند.

هنر ایجاد توازن راهبردی
رهبرانی که دربارهی این ارزشها میآموزند، آنها را میسنجند و از رویکردهای آیندهپژوهی برای هدایت خود و تیمهایشان بهره میبرند رهبران بهتری میشوند. ایجاد تعادل آگاهانه میان این ارزشها ویژگی بارز چنین رهبرانی است. پیگیری این مهارتها و ارزشها برای فرد خودرهبری تطبیقی (Adaptive Self-Leadership) نامیده میشود و پیگیری آنها در تیمها رهبری تطبیقی را شکل میدهد.
این ده ارزش قابلیت سازماندهی در سه مجموعهی ارزشی مجزا را دارند. این ساختاربندی در مدلی مرتبط با رویکردهای سهگانه به ذهن اجازه میدهد سه راه اصلی هدایت فرد به سوی آینده را بهوضوح درک کند. تصویر زیر این سه مجموعهی ارزشی از رهبری تطبیقی را در قالب یک مدل تکاملی و توسعهای (مثلث ارزشها) نمایش میدهد.

این مدل استخراجشده نسخهای نهایی و بینقص برای رهبری نیست؛ اما برای شروع کار و نقد منطقی کاملاً کارآمد است. مهارتها، ارزشها و مجموعههای ارزشی غالباً با یکدیگر رقابت دارند یا در تنشاند. تمرین همزمان و ارتقای همهی آنها غیرممکن است. بنابراین یافتن تعادل مناسب میان مهارتها و ارزشها در هر لحظه یک هنر است و تمرین مستمر میطلبد.
داشتن مدلهای صحیح کمک میکند به مسائل مهم در هر دو دامنهی چشمانداز (اهداف و ارزشها) و کار (مهارتها) توجه کافی نشان دهیم. چارچوب آیندهپژوهی مبتنی بر توانمندسازی در کنار اهداف پنجگانه، ارزشهای دهگانه و مهارتهای هشتگانه بهترین مدلهای موجود برای درک پیچیدگیها، آگاهی از مقصد و مسیر دستیابی به آن هستند. بهکارگیری این مدلها شفافیت فراوانی میآفریند و افراد را در مسیر پیشرفت بسیار جلوتر میبرد.

