logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

آینده پژوهی در دوراهی داده و تخیل؛ یافتن نقطه تعادل استراتژیک

در روزگاران گذشته دریانوردان برای کشف سرزمین‌های جدید نگاهشان را میان دو نقطه در نوسان نگه می‌داشتند. یک سو ستارگان ثابت و نقشه‌های آسمان قرار داشتند که حکم داده‌های قطعی را بازی می‌کردند و سوی دیگر تغییرات ظریف باد و رنگ آب بود که نیازمند شهود و تخیل انسانی بود.

امروز نیز در دنیای مدیریت و استراتژی ما با دوگانه‌ای کاملاً مشابه روبرو هستیم. تنشی همیشگی میان اعداد و ارقام خشک از یک طرف و جسارت طرح پرسش‌های خیالی از طرف دیگر وجود دارد. در این نوشتار تحلیلی بررسی خواهیم کرد که آینده پژوهی (Futures studies) چگونه دقیقا در نقطه تلاقی همین دو نیرو شکل می‌گیرد؛ جایی که انضباط علمی برای رصد سیگنال‌ها با قدرت تخیل برای تجسم فردا در هم می‌آمیزند.

لنگرگاه واقعیت؛ چرا اتکا به داده‌ها حیاتی است؟

هر استراتژی قدرتمندی بر شواهد قابل مشاهده استوار است. یکی از اولین شاخص‌های ملموس نوآوری بررسی روند ثبت اختراعات و پتنت‌های بین‌المللی است که نشان می‌دهد بودجه‌های تحقیق و توسعه به کدام سمت سرازیر شده‌اند.

در دورانی که ابزارهای هوشمند می‌توانند در کسری از ثانیه پاسخ‌های جذابی تولید کنند، تکیه بر اسناد علمی و علائم ضعیف تغییر از دنیای بیرون، پایه‌های یک گفتگوی استراتژیک معتبر را بنا می‌کند. این رویکرد داده‌محور به تیم‌ها کمک می‌کند تا اولویت‌های خود را با اطمینان بیشتری توجیه کنند و مدیرانی را که تشنه شواهد عینی هستند با خود همراه سازند.

پرواز در فضای ناشناخته‌ها؛ قدرت تخیل خلاق

با این حال اگر قطب‌نمای ما تنها روی داده‌های سخت قفل شود، دیدگاهمان به شدت محدود و واکنشی خواهد شد. اعداد و ارقام به تنهایی توانایی پیش‌بینی گسست‌های تاریخی، تغییر پارادایم‌ها یا تحولات کاملاً بدیع را ندارند.

بسیاری از دگرگونی‌های بزرگ در ابتدا تنها در قالب ایده‌های سوداگرانه، فرضیه‌های غیرمتعارف یا کنجکاوی‌های خلاقانه ظاهر می‌شوند. اینجا دقیقا همان نقطه‌ای است که تخیل انسانی وارد میدان می‌شود. ابزارهایی مانند سناریونگاری و طراحی داستان‌های خیالی به ما اجازه می‌دهند تا از مرزهای زمان حال عبور کنیم. این نوع تفکر به تیم‌ها جسارت می‌دهد تا دنیاهای جایگزینی را تصور کنند که در آن‌ها دگرگونی‌ها از مسیرهایی کاملاً غیرمنتظره رخ می‌دهند و هنوز هیچ داده‌ای برای اثباتشان وجود ندارد.

یافتن نقطه تعادل؛ هنر ترکیب شواهد و داستان‌پردازی

مهارت اصلی یک متخصص حرفه‌ای در حوزه آینده پژوهی ایجاد هارمونی میان این دو بعد تجربی و تخیلی است. تمرکز بیش از حد بر سیگنال‌ها و داده‌ها باعث می‌شود سازمان دچار رخوت استراتژیک شود و آینده را پدیده‌ای خطی و کاملاً قابل کنترل بپندارد. از طرف دیگر غرق شدن در رویاپردازی‌های بدون پایه و اساس، خروجی‌هایی تولید می‌کند که فاقد اعتبار هستند و نمی‌توانند تصمیم‌گیرندگان ارشد را برای اقدام عملی قانع کنند.

اثرگذارترین نوع آینده نگاری زمانی خلق می‌شود که این دو دیدگاه با هم ادغام شوند. سیگنال‌های واقعی ساختار و اعتمادبه‌نفس لازم را فراهم می‌کنند. در سوی دیگر تخیل فضای لازم برای همدلی، خلاقیت و تفکر تحول‌آفرین را می‌گشاید. ترکیب این دو فرآیندی را می‌سازد که هم قابل دفاع است و هم الهام‌بخش.

بازتاب در آینه سازمان؛ شما کجای این طیف هستید؟

تعادل درست میان داده و تخیل یک فرمول ثابت و ریاضی نیست بلکه بسته به شرایط سازمان مخاطبان و هدف نهایی تغییر می‌کند. زمانی که یک تیم استراتژی برای اثبات ایده خود نیاز به اعتبار دارد سیگنال‌های قوی بیشترین اهمیت را پیدا می‌کنند. اما هنگامی که مدیران در روزمرگی و تفکر زمان حال گرفتار شده‌اند، جرقه‌ای از تخیل ارزشمندترین دارایی خواهد بود.

بررسی و بازنگری مداوم در روش‌های کاری به ما کمک می‌کند تا بفهمیم آیا بیش از حد به شواهد تکیه کرده‌ایم یا در دام شهود افتاده‌ایم. هیچ فرمول جادویی برای این کار وجود ندارد، اما احترام برابر به هر دو بعد، کلید موفقیت است. فردا را نمی‌توان به طور دقیق پیش‌بینی کرد، اما قطعا توسط کسانی شکل می‌گیرد که شجاعانه در نقطه تلاقی آنچه می‌دانیم و آنچه ممکن است می‌ایستند.