logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

چرخه آینده‌ نگری

بسیاری می‌پرسند که  آینده پژوهی دقیقاً چگونه کار می‌کند؟ پاسخ در ظاهر بسیار ساده است، اما در عمل پیچیدگی‌های ظریفی دارد. ما از آینده نگاری برای تولید «بینش» استفاده می‌کنیم و سپس آن بینش را به «اقدام هدفمند» تبدیل می‌نماییم. آینده پژوهی بدون اقدام، چیزی جز یک وعده توخالی یا یک رویای شیرین نیست. تمرکز اصلی باید بر این باشد که چه کاری می‌توانیم انجام دهیم تا آینده‌ای مطلوب‌تر بسازیم. در این نوشتار، با بررسی یک مثال واقعی در حوزه سرمایه‌گذاری، نشان می‌دهیم که چگونه می‌توان داده‌های خشک علمی را به سود ملموس تبدیل کرد.

گام اول: آینده‌نگری (استفاده از مدل‌ها برای درک فردا)

اغلب آینده‌پژوهان کار خود را با سیستم‌ها و مدل‌ها آغاز می‌کنند. این ابزارها به ما کمک می‌کنند تا گذشته و حال را درک کنیم و سپس، آینده نزدیکِ «محتمل» را ترسیم نماییم. اگرچه در آینده پژوهی آکادمیک بر طیف وسیعی از آینده‌های «ممکن» تأکید می‌شود، اما در دنیای واقعی کسب‌وکار، مشتریان اغلب به دنبال آن یک آینده‌ای هستند که به احتمال زیاد تجربه خواهند کرد.

برای مثال، موضوع «تغییرات اقلیمی» را در نظر بگیرید. مدل‌های آینده نگاری (مانند مدل‌های چرخه آگاهی یا امواج فناوری) به ما نشان می‌دهند که چگونه یک موضوع از دغدغه روشنفکران به اولویت دولت‌ها تبدیل می‌شود. این مدل‌ها پیش‌بینی می‌کنند که با افزایش فشار بحران اقلیمی، دولت‌ها ناچار به تأمین مالی فناوری‌های جدید خواهند شد. نتیجه این تحلیل، پیش‌بینی ظهور یک «موج سبز» (Green Wave) از فناوری‌هاست. این همان مرحله آینده‌نگری است.

گام دوم: بینش (پاسخ به سوال «خب که چی؟»)

اینجاست که کار دشوار می‌شود. دانستن اینکه «موج سبز» در راه است کافی نیست؛ باید بپرسیم: «این موضوع چه معنایی برای من یا کسب‌وکار من دارد؟» در اینجا، آینده پژوهی باید به یک «بینش استراتژیک» تبدیل شود. اگر زمینه فعالیت شما «سرمایه‌گذاری مالی» باشد، بینش شما این خواهد بود: «کجا می‌توانم در این موج جدید، ارزش پیدا کنم؟»

تحلیل زنجیره ارزش نشان می‌دهد که در این آینده جدید، «الکتریسیته» محور اصلی خواهد بود. این بینش ما را به دو مسیر هدایت می‌کند:

 

۱. تولید برق: انرژی‌های بادی و خورشیدی (به عنوان فرصت‌های بالغ) و هیدروژن (به عنوان یک "شگفتی ساز" پرریسک اما با پتانسیل بالا).

 

۲. زیرساخت انتقال: اگر قرار است همه چیز برقی شود، نیاز جهان به مس و مواد معدنی خاص مانند نیکل (برای باتری خودروهای برقی) به شدت افزایش می‌یابد.

 

علاوه بر این، مدیریت این شبکه عظیم برق نیازمند دیجیتالی‌سازی، رباتیک و امنیت سایبری خواهد بود. این‌ها «فضاهای ارزش» هستند که بینش ما آن‌ها را شناسایی کرده است.

گام سوم: اقدام (حرکت از تحلیل به استراتژی)

بینش بدون اقدام، بی‌فایده است. مرحله نهایی، تبدیل این بینش‌ها به یک «استراتژی سرمایه‌گذاری» مشخص است. به جای خرید کورکورانه سهام، اقدام هدفمند در اینجا به معنای شناسایی صندوق‌های سرمایه‌گذاری (مانند ETFها) است که دقیقاً در همین حوزه‌های شناسایی‌شده (مس، انرژی‌های تجدیدپذیر، امنیت سایبری) فعالیت می‌کنند.

 

مطالعه بیشتر بررسی رابطه‌ی میان آینده‌نگاری و استراتژی

 

در این مدل، ما علمِ خشکِ تغییرات اقلیمی را گرفتیم، آن را از فیلتر مدل‌های آینده پژوهی عبور دادیم، بینش‌های اقتصادی از آن استخراج کردیم و در نهایت به یک سبد سرمایه‌گذاری مشخص رسیدیم. این همان نقطه‌ای است که آینده نگاری از یک بحث نظری خارج شده و به ابزاری قدرتمند برای خلق ثروت و ارزش تبدیل می‌شود. نتایج مالی واقعی چنین رویکردی (که در برخی موارد بازدهی‌های چشمگیری نزدیک به ۴۰ درصد داشته است) نشان می‌دهد که این چرخه سه‌گانه، نه یک جادو، بلکه یک منطق استراتژیک و کارآمد است.