logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

آینده‌پژوهی کالبد انسان در افق‌های نوظهور

شاید گمان کنیم کالبد آدمی پدیده‌ای زیستی و تغییرناپذیر است و فناوری صرفاً ابزاری بیرونی برای تسهیل کارهای روزمره به شمار می‌رود، اما واقعیت این است که بدن مادی همواره سطحی زنده برای ثبت دگرگونی‌های تمدنی، سیاسی و تاریخی بوده است. میشل فوکو (Michel Foucault) سال‌ها پیش بدن را نقطه‌ی صفر جهان نامید؛ خاستگاهی نامکان که تمام آرمان‌شهرها و فضاهای واقعی از دل تخیل آن جوانه می‌زنند. کامیلا موزینی الیستر (Camila Mozzini-Alister) و سهیل عنایت‌الله (Sohail Inayatullah) در مقاله‌ای با عنوان «The Bodies of Emerging Futures» در نشریه‌ی تخصصی «Journal of Futures Studies» دقیقاً دست روی همین مسئله می‌گذارند و نشان می‌دهند تحولات فزاینده‌ی فناورانه چگونه مرزهای جسمانیت و زیست انسانی را دستخوش دگرگونی بنیادین می‌کنند. آنان با پیوند زدن روش سناریونویسی و متدولوژی تحلیل لایه‌ای علت‌ها (Causal Layered Analysis) ابعاد پنهان پیوند تن و ماشین را واکاوی کرده‌اند تا نشان دهند آینده‌نگاری این عرصه نیازمند ژرف‌اندیشی در استعاره‌های ریشه‌دار فرهنگی است و تصمیم‌گیری برای آینده بدون تامل درباره‌ی سرنوشت جسم آدمی ناقص می‌ماند.

سناریوهای چهارگانه‌ی تجسم‌یافتگی در بستر آینده‌نگاری

پژوهشگران این مطالعه با ترکیب چهار متغیر بنیادین تن، ذهن، فناوری و طبیعت، چهار سناریوی متمایز را در آینه‌ی سینمای علمی‌تخیلی صورت‌بندی کرده‌اند تا امکان بازاندیشی در نسبت‌های زیستی فراهم شود. در سناریوی نخست یا «بدن‌های افزوده»، تن آدمی در پیوند با تجربه‌ی جهان‌هایی شبیه فیلم بازیکن شماره یک (Ready Player One) به ظرفی منفعل برای ابزارهای واقعیت افزوده بدل می‌گردد؛ جهانی که در آن ذهن برای فرار از فرسودگی واقعیت مادی، کالبد را رها ساخته و در آواتارهای دیجیتال غوطه‌ور می‌شود. نقطه‌ی مقابل آن سناریوی «بدن‌های ارتقایافته» است که سینمای نابودگر (Terminator) و بلید رانر (Blade Runner) تجسم بارز آن به شمار می‌روند؛ جایی که بی‌اعتنا به بوم‌سازگان طبیعی، فناوری‌های کاشتنی، تراشه‌های مغزی و هوش الگوریتمی مستقیماً به بافت‌های زیستی نفوذ می‌کنند تا ماشینی تسخیرناپذیر از انسان بسازند.

برای مطالعه بیشتر: سناریوهای آینده هوش مصنوعی در سینمای علمی‌تخیلی

فراتر از این دو چشم‌انداز مکانیکی، سناریوی سوم با عنوان «بدن به مثابه گایا» پدیدار می‌شود که الهام‌گرفته از آثاری چون فیلم سیاره‌ی سبز (La Belle Verte) است. این الگو بر همزیستی عمیق تن و ذهن با ریتم‌های کیهانی و زمین استوار است و کالبد بیولوژیک را به عنوان پیچیده‌ترین فناوری هستی بازتعریف می‌کند؛ فناوری نابی که پیوند نزدیکی با آیین‌ها، تنفس و خرد زیست‌محیطی جوامع بومی دارد. در نهایت، سناریوی «بدن‌ها در فضا» که نمونه‌های آن در پیشتازان فضا (Star Trek) و انیمیشن وال‌ای (WALL-E) دیده می‌شود، از هم‌پاشیدگی زیستگاه زمین و ضرورت تغییر کالبدی برای سازگاری با سفینه‌های کیهانی پرده برمی‌دارد. نویسندگان برای دسته‌بندی ملموس‌تر این دیدگاه‌ها، چکیده‌ی سناریوها را در قالب ماتریسی تحلیلی تدوین کرده‌اند که ساختار آن در ادامه در شکل زیر ارائه می‌شود.

سناریو

تحلیل لایه‌ای علت‌ها در پیوند بدن و فناوری

برای فهم عمیق نیروهایی که ما را ناخودآگاه به سمت کالبدهای ماشینی و شبکه‌ای سوق می‌دهند، روش تحلیل لایه‌ای علت‌ها ابزاری بی‌نظیر به شمار می‌رود. در سطحی‌ترین لایه یعنی لیتانی، این گزاره در رسانه‌ها مدام تکرار می‌شود که پیشرفت خطی پدیده‌ای کاملاً طبیعی است و ضرورت دارد انسان همواره به شبکه‌های دیجیتال و نسخه‌های تازه‌تر ابزارهای هوشمند متصل بماند. اما با حرکت به لایه‌ی علل ساختاری و سیستم‌ها، مشخص می‌شود الگوی توسعه‌ی غربی چگونه با تکیه بر تفکر خطی و تقلیل آزادی به قدرت خرید ابزارهای فناورانه، طبیعت را به توده‌ای بی‌جان و ابژه‌ای صرف برای بهره‌برداری تنزل داده است.

با نفوذ به لایه‌ی سوم که جایگاه جهان‌بینی‌ها است، پارادایم مصرف نامحدود رخ می‌نماید؛ منطقی فایده‌گرایانه که کالبد انسان را کالایی می‌داند که باید برای بیشینه‌سازی سود تجاری، بیست‌وچهارساعته در چرخه‌ی سرگرمی و پاسخ‌دهی آنلاین حاضر باشد. سرانجام در تاریک‌ترین ژرفای این کوه یخ، اسطوره‌ها و کهن‌الگوها خود را آشکار می‌کنند. فابیان لودوئنا (Fabián Ludueña) فیلسوف معاصر، بر این باور است عطش مدرن برای جاودانگی دیجیتال ریشه در بازآفرینی استعاره‌ی «کالبد رستاخیزیافته‌ی مسیح» دارد؛ پیکری که از مرز مرگ و گوشت گذر کرده، هیچ دردی احساس نمی‌کند و از بند محدودیت‌های حیوانی و زیستی آزاد است. ظهور آواتارها و زیست مجازی، رویای ساخت موجودی است که فارغ از خواب، گرسنگی، سن و ترس، همه‌جا حضور داشته باشد. برای مشاهده‌ی یکپارچه‌ی این چهار لایه‌ی تحلیلی و ابعاد مرتبط با آن، جدول زیر در ادامه جزئیات این نگاه انتقادی را به تصویر می‌کشد.

Artboard 1

بازسازی استعاره‌ها در افق آینده‌پژوهی

رسالت آینده‌پژوهی انتقادی فراتر از ساختارشکنی روایت‌های حاکم، گشودن راه‌های نو برای بازسازی افق‌های زیسته است. نویسندگان مقاله تصریح می‌کنند تلاش برای فرار از سرشت زیستی و ساخت شبه‌خدایان الگوریتمی، تنها بر بیگانگی بشر می‌افزاید و ما می‌توانیم به جای نفی کالبد، استعاره‌ی کانونی جامعه را به سمت پذیرش انسان به مثابه «کالبدهای تنیده در گوشت و آگاهی» هدایت کنیم. این دگرگونی بنیادین در تمام سطوح جاری می‌شود؛ در لایه‌ی لیتانی مفهوم تکنولوژی از ابزار سلطه به فناوری مراقبت و تیمار بازتعریف می‌گردد، در سطح سیستم‌ها الگوهای تک‌بعدی غربی جای خود را به همزیستی، احترام به تنوع زیستی و کندتر کردن آهنگ شتاب‌زده‌ی زندگی می‌دهند و در پهنه‌ی جهان‌بینی، منطق غارتگرانه جای خود را به اقتصاد احیاگر و هم‌تکاملی می‌سپارد. مقایسه‌ی میان پنداشت‌های تقلیل‌گرایانه‌ی کنونی و تصویر رهایی‌بخش بازسازی‌شده، به خوبی در جدول زیر نمایان است.

Artboard 1

پایان این مسیر پژوهشی ما را با پاسخی بنیادین از جنس هستی‌شناسی روبه‌رو می‌کند. آینده‌پژوهی کالبد انسان افقی فراتر از توهم جاودانگی دیجیتال و آواتارهای مصنوعی پیش رو می‌گذارد؛ افقی که هویت واقعی ما را در تعبیر «کالبدهای آگاه و تنیده در گوشت» بازتعریف می‌کند. تن آدمی با تمام آسیب‌پذیری و ظرفیتش برای ادراک جهان، یگانه خاستگاه پیوند ما با زمین است و فناوری تنها زمانی در خدمت زندگی قرار می‌گیرد که از سودای تسخیر جسم دست بکشد، به ابزاری برای مراقبت بدل شود و در هماهنگی با جانِ جهان، امکان تجربه‌ی زیستنی اصیل، انسانی و ریشه‌دار در خاک را فراهم آورد.

منبع:
jfsdigital↗