logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

آینده‌نگاری شگفتی‌سازها در عمل

مسیر آینده همیشه حاصل تغییرات تدریجی نیست. بحران‌های مالی جهانی، نوسان‌های سیاسی، سیل، حملات تروریستی و پیشرفت‌های انقلابی فناوری نشان می‌دهند رویدادهای غافلگیرکننده تأثیر عمیقی بر اهداف سازمان‌ها می‌گذارند. در دانش مدیریت، اتفاقاتی را با احتمال وقوع پایین اما تأثیرگذاری بالا شگفتی‌ساز (Wild cards) می‌نامند. این اصطلاح از بازی‌های ورق ریشه گرفته و به کارت جوکر اشاره دارد؛ کارتی با ویژگی منحصربه‌فرد که جایگزین هر کارت دیگری می‌شود.

نسیم طالب در کتاب خود این پدیده‌ها را قوی سیاه (Black Swan) توصیف می‌کند و سه ویژگی اصلی برایشان برمی‌شمارد. این رویدادها کاملاً خارج از انتظارات معمول قرار می‌گیرند و تأثیر شدیدی بر جای می‌گذارند. انسان‌ها نیز پس از وقوع، دلایلی برای پیش‌بینی‌پذیر بودنشان می‌تراشند. پژوهشگران دیگری مانند اون و کرون (Aven and Krohn) شگفتی‌سازها را در سه دسته طبقه‌بندی می‌کنند. دسته‌ی اول شامل رویدادهایی کاملاً ناشناخته برای جامعه‌ی علمی می‌شود؛ عوارض داروی تالیدومید در سال ۱۹۵۷ در همین گروه جای می‌گیرد. گروه دوم برای تحلیل‌گران ریسک ناشناخته‌اند اما افراد دیگر از آن‌ها اطلاع دارند؛ حملات ۱۱ سپتامبر این وضعیت را نشان می‌دهد. دسته‌ی سوم در فهرست تحلیل ریسک حضور دارند اما احتمال وقوعشان بسیار ناچیز شمرده می‌شود؛ سونامی ویرانگر نیروگاه فوکوشیما دقیقاً همین شرایط را داشت.

جایگاه شگفتی‌سازها در مطالعات آینده‌نگاری

محققان برای بررسی جایگاه این رویدادها، ۴۰ پروژه‌ی آینده‌نگاری منطقه‌ای و بخشی را در لهستان ارزیابی کردند. نتایج نشان داد تکنیک شگفتی‌سازها تنها در ۸ پروژه به کار رفته است. محرمانگی تحقیقات یا نبود ابزارهای تحلیلی ساده دلایل اصلی این کمبود به شمار می‌روند. در معدود پروژه‌های اجراشده، پدیده‌هایی مانند مسابقات فوتبال یورو ۲۰۱۲، فروپاشی اتحادیه‌ی اروپا، بحران‌های انرژی و توسعه‌ی فناوری‌های همجوشی هسته‌ای به‌عنوان عوامل دگرگون‌کننده‌ی آینده مطرح شده بودند.

تیم پژوهشی برای رفع چالش کمبود ابزار، متدولوژی تازه‌ای طراحی کرد. فاز نخست این ساختار بر شناسایی متمرکز است. این گام نگاهی عینی شامل مرور ادبیات و پایگاه‌های داده را با رویکردی ذهنی درمی‌آمیزد. رویکرد ذهنی روی انتخاب کارشناسان بر اساس ابعاد استیپ‌وی‌ال (STEEPVL) تکیه دارد. مرحله‌ی دوم به ارزیابی شواهد اختصاص می‌یابد. تحلیل‌گران در این بخش اهمیت رویدادها، سیگنال‌های ضعیف (Weak signals)، سرعت تغییر و زمان وقوع را می‌سنجند. گام نهایی نیز ارائه‌ی توصیه‌های ملموس برای نهادهای علمی، بخش تجاری و سیستم مدیریت اجرایی است.

تصویر زیر مسیر کامل این متدولوژی را از مرحله‌ی شناسایی تا ارزیابی و ارائه‌ی توصیه‌های نهایی به شکلی منسجم نشان می‌دهد:

Artboard 1

اجرای عملی در استراتژی منطقه‌ای

این متدولوژی در پروژه‌ی فناوری نانو برای منطقه‌ی پودلاسکی ۲۰۲۰ پیاده‌سازی شد. پودلاسکی از نظر رفاه اقتصادی و رقابت‌پذیری تجاری در سطح پایینی قرار داشت و برای پیشرفت به استراتژی‌های پیشگامانه نیاز داشت. کارشناسان پنل سناریوسازی در گام نخست ۵۳ رویداد شگفتی‌ساز پیشنهاد دادند. بحث‌های تخصصی این فهرست را به هشت مورد نهایی کاهش داد:

·         دریافت جایزه نوبل توسط دانشمندان محلی در حوزه‌ی نانو بیشترین اهمیت و گستره‌ی تأثیر را داشت.

·         تأسیس مؤسسه‌ی تحقیقاتی فناوری‌های نوین با مشارکت بخش عمومی و خصوصی، بالاترین درجه‌ی اهمیت و کمترین سرعت تغییر را به خود اختصاص داد.

·         فرار یک ارگانیسم ترکیبی نانو از آزمایشگاه، به‌عنوان بدیع‌ترین رویداد با بیشترین عدم‌قطعیت و دورترین زمان وقوع شناخته شد.

·         آسیب دیدن سلامت یک شهروند مشهور به دلیل مصرف محصولات نانو، بالاترین سرعت تغییر را ثبت کرد.

·         شکل‌گیری گروه‌های ضدنانو کمترین اصالت، کمترین گستره‌ی تأثیر و پایین‌ترین سطح عدم‌قطعیت را همراه داشت.

·         حضور یک سرمایه‌گذار جهانی برای تولید محصولات نانو یکی دیگر از احتمالات مطرح‌شده بود.

·         ادغام تمام دانشگاه‌های منطقه برای ایجاد یک مرکز علمی قدرتمند در حوزه‌ی نانو پیش‌بینی شد.

·         تأسیس شعبه‌ای از مؤسسه‌ی فناوری ماساچوست (MIT) در منطقه بدون ویژگی‌های افراطی ارزیابی گردید.

ردیابی سیگنال‌ها و اقدام عملی

تیم آینده‌نگاری برای اثبات این سناریوها سیگنال‌های ضعیفی را در مقیاس‌های مختلف ردیابی کرد. گزارش کشته شدن دو زن در چین بر اثر فناوری نانو در سال ۲۰۰۹، هشداری اولیه برای سناریوی شکل‌گیری گروه‌های ضدنانو محسوب می‌شد. خبر همکاری یک دانشگاه کانادایی برای ایجاد مرکز نانو در منطقه، سیگنال تأییدکننده‌ی سناریوی دریافت جایزه نوبل بود. کشف آسیب نانولوله‌های کربنی به ریه در سال ۲۰۰۸ نیز پایه‌ی سناریوی به خطر افتادن سلامت شهروندان قرار گرفت.

متخصصان با تکیه بر این شواهد برنامه‌های اقدام مشخصی تدوین کردند. برای نمونه در سناریوی تأسیس مؤسسه‌ی تحقیقاتی، اجرای تحقیقات مشترک در شبکه‌های بین‌المللی برای نهادهای علمی پیشنهاد شد. تجاری‌سازی نتایج و تحلیل ریسک فناوری‌ها بر عهده‌ی بخش تجاری گذاشته شد. سیستم اجرایی نیز وظیفه‌ی ترویج فعالیت‌ها در سطح بین‌المللی و برگزاری کمپین‌های آگاهی‌بخشی را بر عهده گرفت.

کاربرد عملی این متدولوژی چشم‌انداز توسعه‌ی فناوری را وسعت می‌بخشد. سازمان‌ها با بهره‌گیری از این ابزارها رویدادهای غیرمنتظره را بهتر می‌شناسند و برنامه‌های اقتضایی کارآمدی طراحی می‌کنند. این رویکرد ساختاریافته به تصمیم‌گیران استراتژیک یاری می‌رساند در برابر عدم‌قطعیت‌های آینده تجهیز شوند و غافلگیر نشوند.

منابع:

sciencedirect