رشد نمایی و منحنیهای ای
رشد خطی قابلدرک است، اما رشد نمایی ذهن را غافلگیر میکند. پدیدهای که با نام منحنیهای ای (E-curves) شناخته میشود، زمانی رخ میدهد که رشد یک سیستم با نرخ درصدی ثابتی متناسب با موجودی فعلیاش افزایش یابد. برخلاف رشد خطی با شیب ثابت، اینجا با منحنی پیوستهای روبهرو هستیم که مدام رو به بالا خمیده میشود. هیچ نقطهی زانویی یا تغییر ناگهانی شیب در کار نیست؛ فقط شتابی ممتد که میزان آن به نرخ رشد و کوتاهی دورهها بستگی دارد. نمونهی بارز این الگو فاز اولیهی رشد باکتریهاست. در محیطی غنی از منابع، جمعیتشان بیسروصدا طی دوازده تا بیستوچهار ساعت دو برابر میشود. این منطق تصاعدی مرزهای زیستشناسی را رد کرده و به اقتصاد، فناوری و جامعه رسوخ کرده است. درک این شتاب و پیشبینی زمان تداومش، پرسش اصلی استراتژی کسبوکارهاست.
مطالعه بیشتر: رشد لجستیک و منحنیهای اس

مدلهای رشد اقتصادی و خلق ثروت
رشد اقتصادی تجلی بارز این پدیده است. تولید ناخالص داخلی (GDP) ایالات متحده سالانه حدود سه درصد و چین میانگین نه درصد رشد داشته است. اواخر دههی ۱۹۵۰ رابرت سولو (Robert Solow) و ترور سوان (Trevor Swan) مدل جدید رشد بهرهوری را معرفی کردند و نگاه اقتصاد را تغییر دادند. آنها علاوه بر بهرهوری نیروی کار، بهرهوری مالی و فنی را منابع ثروت خواندند و سال ۱۹۸۷ جایزهی نوبل را گرفتند.
اواخر دههی ۱۹۹۰ مشخص شد پیشرفت تکنولوژی بیشترین سهم را در خلق ثروت دارد؛ بهطوریکه سهم بهرهوری فنی حدود هفتاد درصد، نیروی کار بیست درصد و مالی ده درصد برآورد شد. سال ۱۹۸۸ پل رومر (Paul Romer) نظریهی رشد درونزا را آورد و دانش فنی را عامل مرکزی رشد ثروت دانست. مدل او نشان داد سیاستهای عمومی و یارانههای تحقیقاتی رشد اقتصادی را تسریع میکنند و تولید اطلاعات خود منبع ثروت است.
قانون ۷۲ و شبکههای اجتماعی
برای درک ملموس این رشد از قانون ۷۲ (Rule of 72) استفاده میشود. تقسیم عدد ۷۲ بر درصد رشد سالانه، سالهای مورد نیاز برای دو برابر شدن یک مقدار را مشخص میکند. اقتصاد آمریکا با رشد سه درصدی به بیستوچهار سال و چین با رشد نه درصدی به هشت سال زمان برای دو برابر شدن نیاز دارد.
سرعت دو برابر شدن در مراحل اولیهی شبکههای اجتماعی چشمگیر است. بررسی پذیرش محصولات نرمافزاری نشان میدهد زمان دو برابر شدن کاربران فیسبوک (Facebook) در ابتدا تنها چند ماه بود. با کاهش کاربران در دسترس روند کندتر میشود، اما این الگو مدل مناسبی برای تحلیل رشد آنلاین است.
قانون مور و پیشرفت تکنولوژی
ظرفیتهای تکنولوژیکی نیز رشد نمایی سریعی با معیار عملکرد به قیمت (Price-Performance Ratio) دارند. فناوریهای نانو (Nanotechnologies) و اطلاعات دورههای طولانی این رشد را تجربه کردهاند. نمونهی معروف قانون مور (Moore's Law) است؛ از دههی ۱۹۶۰ ظرفیت محاسباتی تراشهها به ازای هر دلار تقریباً هر بیستوچهار ماه دو برابر شده که نشاندهندهی رشد سالانه سیوشش درصدی است. رِی کرزویل (Ray Kurzweil) در کتاب عصر ماشینهای معنوی (The Age of Spiritual Machines) این روند را در پنج نسل فناوری بررسی کرده و نشان داده زمان دو برابر شدن ظرفیت کامپیوترها از سه سال در اوایل قرن بیستم، به کمتر از بیستوچهار ماه در اواخر قرن رسیده است.

انرژی خورشیدی و آیندهنگاری
قانون مور خورشیدی در تراشههای فتوولتائیک (PV) تجلی یافته است. از سال ۱۹۸۰ سالانه هفت درصد کاهش هزینه در هر وات سلولهای خورشیدی رخ داده که به معنای دو برابر شدن عملکرد در هر ده سال است. این روند قیمت هر وات ماژول را از بیستودو دلار به زیر سه دلار رسانده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ به حدود هفتاد و پنج سنت برسد.
درک این منحنیها برای ذهن انسان که به تفکر خطی (Linear Thinking) عادت دارد دشوار است. نهادهایی مانند دانشگاه سینگولاریتی (Singularity University) تفکر نمایی (Exponential Thinking) را آموزش میدهند تا افراد فرصتها و خطرات فناوری را درک کنند. گزارش شرکت دیلویت (Deloitte) با محوریت فناوریهای دیجیتال به سازمانها توصیه میکند شکاف بین فناوریهای پرشتاب و بهرهوری نیروی کار را بشناسند. درک این تعاملات کلید پیشبینی اختلالات بازار و بازمهندسی نوآوری است.

