logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

خط پایه سه‌گانه آینده‌نگاری منافع سازمانی

تفکر پایداری دهه‌ی ۱۹۷۰ میلادی، روشی متمایز برای درک شرکت‌ها و صنایع فراتر از پارادایم کلاسیک رشد اقتصادی و سودآوری بود. سال ۱۹۸۱ فریر اسپرکلی (Freer Spreckley) پیشنهاد داد منافع اجتماعی، زیست‌محیطی و اقتصادی سه دسته‌ی حیاتی برای اندازه‌گیری در حسابرسی اجتماعی‌اند. این چارچوب راهکاری برای ارزیابی ارزش سازمان برای جامعه‌ی پیرامونش محسوب می‌شود.

حسابرسی‌های اجتماعی راهی برای اعمال نظارت دموکراتیک بر منشورهای شرکتی‌اند؛ منشورهایی که عموم مردم به نهادهای اقتصادی با جایگاه اجتماعی مطلوب اعطا می‌کنند. ایده‌ی اولیه‌ی مجوز فعالیت شرکت‌ها در دولت‌های دموکراتیک، برمبنای منشور عمومی قابل‌ابطالی شکل گرفت. این منشور منحصراً به سازمان‌های دارای منفعت عمومی خالص تعلق می‌گرفت و دوره‌ای حسابرسی می‌شد. معنای حقوقی منشور شرکتی از زمان پیدایشش بسیار کم‌رنگ شده است. بااین‌حال اصالت و کارآمدی این ایده نویدبخش احیای دوباره‌ی آن در اواخر قرن بیست‌ویکم و هم‌گام با توسعه‌ی فراگیر دموکراسی دیجیتال و آینده‌نگاری‌های نوین است.

دهه‌ی ۱۹۹۰ جان الکینگتون (John Elkington) عبارات خط پایه‌ی سه‌گانه (Triple Bottom Line یا TBL) و همچنین رویکرد مردم، سیاره، سود (People, Planet, Profit) را رواج داد. هدف او اشاره به منافع قابل‌اندازه‌گیری شرکت‌ها برای جوامع بود. این مفاهیم به‌سرعت جایگاهشان را در مدیریت کلان پیدا کردند. سال ۲۰۰۷ سازمان ملل (UN) و مجموعه‌ای از دولت‌های محلی (ICLEI) استانداردهای حسابداری خط پایه‌ی سه‌گانه را به‌عنوان رویکرد ترجیحی حسابداریِ هزینه‌ی کامل در بخش عمومی تصویب کردند. تصویر زیر مدل حسابداری خط پایه‌ی سه‌گانه و پارامترهایش را نشان می‌دهد.

picture

ابعاد سه‌گانه‌ی حسابرسی راهبردی

حسابرسی راهبردی سه بخش اصلی دارد. بخش منافع اجتماعی مواردی نظیر رویه‌های کار، برابری کارگران، شفافیت، حاکمیت و آموزش را در کنار سیاست‌های توانمندسازی انسانی ارزیابی می‌کند. بُعد منافع زیست‌محیطی دربرگیرنده‌ی تمام روش‌های سودرسانی شرکت به اکوسیستم است. افزایش بهره‌وری منابع، کاهش ردپای اکولوژیکی، مدیریت چرخه‌ی حیات محصول و بازسازی سیستم‌های طبیعی در این بخش قرار می‌گیرند. بخش منافع اقتصادی نیز علاوه بر سود انباشته، سود سهام منظم، مشارکت کارگران در مالکیت و حفظ نسبت‌های عادلانه‌ی پرداخت بین مدیرعامل و کارگر متوسط را می‌سنجد.

درباره‌ی نسبت‌های پرداختی مدیرعامل و کارگر متوسط، دارون عجم‌اغلو (Daron Acemoglu) و جیمز رابینسون (James A. Robinson) در کتاب چرا ملت‌ها شکست می‌خورند (Why Nations Fail) استدلال جالبی دارند. آن‌ها معتقدند پایین بودن بیش‌ازحد این نسبت‌ها مطلوب نیست؛ زیرا سیستم را به‌سمت شبه‌سوسیالیسم و بی‌انگیزگی کارگران می‌کشاند. از طرفی، بالا بودن بیش‌ازحد این نسبت‌ها نیز پلوتوکراسی (Plutocracy)، رفیق‌بازی (Cronyism)، ایجاد کارتل‌ها (Cartels) و فساد اقتصادی می‌آفریند و کارآفرینی را نابود می‌کند. گزارش‌ها نشان می‌دهند چندین شرکت بزرگ اروپایی نسبت پرداخت مدیرعامل به کارگر متوسط را حدود ۲۰ تا ۵۰ برابر حفظ کرده‌اند. بااین‌حال در ایالات متحده، این نسبت‌ها از سال ۱۹۵۰ بیش از ۱۰۰۰ درصد افزایش یافته و اکنون در بسیاری از شرکت‌های خصوصی از ۳۰۰ برابر هم عبور کرده است. ابزارهای هوشمند دیجیتال در آینده‌نگاری رفتارهای مصرف‌کننده کمکمان می‌کنند تا از خرید محصولاتِ شرکت‌های دارای سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده بپرهیزیم و سازمان‌ها را به‌سوی شیوه‌های پایدارتر سوق دهیم.

در فضای پیچیده‌ی کسب‌وکارهای کنونی، تحلیل رفتارهای سازمانی از زوایای مختلف درونی و بیرونی امکان‌پذیر است. شکل زیر چهار ربع نظریه‌ی انتگرال (Four Quadrants of Integral Theory) را نشان می‌دهد.

picture

دسته‌بندی سازمان‌ها بر اساس جهت‌گیری TBL

امروزه در رویکرد استراتژیک شرکت‌ها نسبت به خط پایه سه‌گانه، می‌توان سه دسته مجزا را شناسایی کرد. دسته اول که یک اقلیت بزرگ و به آرامی در حال کوچک شدن هستند، تقریباً به طور کامل به دنبال به حداکثر رساندن سود برای سهامداران داخلی یا خارجی خود می‌باشند. هرگونه فعالیت زیست‌محیطی در این شرکت‌ها، منحصراً استراتژی‌های روابط عمومی محسوب می‌شود. اصطلاح سبزشویی در دهه ۱۹۹۰ برای توصیف تصویرسازی فریبنده دوستدار محیط زیست توسط برخی از بدترین آلاینده‌ها رواج یافت.

دسته دوم که بزرگترین گروه به شمار می‌روند، در درجه اول برای سودآوری فعالیت می‌کنند و در کنار آن مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) را به عنوان اهداف ثانویه جدی در سطح استراتژی کلان در نظر می‌گیرند. آن‌ها گزارش‌های غیررسمی ارائه می‌دهند و در سیستم داخلی خود حسابداری واقعی را اجرا نکرده‌اند. این سازمان‌ها به این رویکرد علاقه‌مند هستند و تا حدی از آن پیروی می‌کنند.

مطالعه بیشتر: آینده نگاری هوش مصنوعی در سازمان‌ها

مطالعه بیشتر: آینده پژوهی کار و صنعت ۵.۰

دسته سوم یک اقلیت کوچک و در حال رشد را تشکیل می‌دهند که از نوعی حسابداری خط پایه سه‌گانه استفاده کرده و به عنوان شرکت اجتماعی شناخته می‌شوند. در این ساختارها، رفاه انسان و محیط زیست هم‌تراز با سودآوری اهمیت دارد. امروزه این دسته بیشتر شامل تعاونی‌های کوچکتر و شرکت‌های تحت مالکیت کارکنان است. سرمایه‌گذاری مسئولانه اجتماعی (SRI) نیز در دهه ۱۹۹۰ میلادی شکل گرفت. تاریخ نشان داده است که زنان تمایل کمتری به تعارض داشته و گرایش بیشتری به محیط زیست دارند، در همین راستا دوسوم از مشتریان صندوق‌های سرمایه‌گذاری مسئولیت‌پذیر را تشکیل می‌دهند. انتظار می‌رود در دهه‌های آینده زنان دسترسی بسیار بیشتری به برابری قدرت پیدا کنند. توسعه ابزارهای اینترنتی امکان ردیابی نظرات اجتماعی درباره شرکت‌ها را ارتقا خواهد داد. این روندهای کلان استراتژیک نشان می‌دهند که در آینده‌ای نزدیک، شاهد رشد چشمگیر شرکت‌های دسته دوم و سوم و افول مدل‌های سنتی در بازار جهانی خواهیم بود.

چشم‌انداز استراتژیک سازمان‌ها در افق پیش رو

در تحلیل نهایی، گذار نظام‌مند از الگوهای تک‌بعدی اقتصاد به سمت مدل جامع خط پایه سه‌گانه، یک الزام کلیدی در فرآیند آینده‌نگاری راهبردی محسوب می‌شود. سازمان‌هایی که امروز با تکیه بر دانش آینده‌پژوهی، استراتژی‌های خود را با این تحولات عمیق زیست‌محیطی و اجتماعی همسو می‌کنند، به طور قطع رهبری بازارهای فردا را در دست خواهند گرفت. اتخاذ این رویکرد چندوجهی این امکان را برای مدیران ارشد فراهم می‌آورد تا سازمان‌های خود را با تاب‌آوری بسیار بالاتری در برابر عدم‌قطعیت‌های جهانِ در حال تغییر هدایت کرده و ارزش‌آفرینی پایداری را برای تمامی ذی‌نفعان رقم بزنند.