logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

چرخه نظرخواهی دلفی

روش پیش‌بینی دلفی در دهه ۱۹۵۰ توسط پیشگامان آینده‌پژوهی، اولاف هلمر (Olaf Helmer)، نورمن دالکی (Norman Dalkey) و نیکولاس رشر (Nicholas Rescher) در اندیشکده رند (RAND)، اولین اندیشکده آینده‌پژوهی آمریکا، ابداع شد. این متد یکی از روش‌های اساسی آینده‌پژوهی مدرن به شمار می‌رود. ساختار دلفی نمایانگر یک تلاش سیستماتیک و تکرارشونده برای جمع‌آوری نظرات متخصصان یا گروه‌ها، ارتقای تعامل و پژوهش گروهی و در نهایت ترسیم هم‌گرایی یا عدم هم‌گرایی نظرات است. این روش که نام خود را از اوراکل دلفی پیشگوی دلفی (Oracle of Delphi) گرفته است، به دنبال یافتن نسخه‌های بهتری از آینده‌های اجماع‌یافته و همچنین آینده‌های جایگزین است تا بتوان آن‌ها را با دقت بیشتری توصیف کرده و به عنوان ورودی‌های ارزشمند برای تصمیم‌گیری‌ها استفاده کرد. شایان ذکر است که این روش بسیار انعطاف‌پذیر بوده و می‌توان آن را هم با متخصصان برجسته و هم با هر گروهی از ذی‌نفعان عادی اجرا نمود.

مراحل دلفی و اهمیت گمنامی

ساختار اجرایی دلفی در حقیقت یک فرآیند چرخه‌ای و سه مرحله‌ای است که به ترتیب شامل جمع‌آوری نظرات، شفاف‌سازی نظرات و در نهایت ارائه بازخورد به نظرات می‌شود. این چرخه تا زمانی تکرار می‌شود که زمان و منابع صرف‌شده برای چرخه‌های بیشتر، بر ارزش یادگیری اضافه‌شده به گروه غلبه کند و توجیه منطقی خود را از دست بدهد. بهترین تمرین‌های دلفی معمولاً با جمع‌آوری ناشناس نظرات، ترجیحاً درباره آینده‌های محتمل، ممکن و مرجح آغاز می‌شوند. حفظ گمنامی در دورهای اولیه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، زیرا منیت‌ها و نفوذهای سیاسی افراد را از بین می‌برد و تمرکز گروه را صرفاً بر بررسی مستقیم شواهد و استدلال‌ها معطوف می‌کند.

پس از جمع‌آوری اولیه نظرات، تمامی شرکت‌کنندگان این فرصت را دارند تا به صورت کاملاً ناشناس برای نظراتی که از نظرشان بحث‌برانگیز است یا با آن‌ها موافق و مخالف هستند، درخواست شفاف‌سازی و دریافت داده‌های تکمیلی داشته باشند. پس از این مرحله، افراد تشویق می‌شوند تا با انجام تحقیقات بیشتر، به این درخواست‌ها پاسخ دهند. در گام بعدی، از گروه خواسته می‌شود نظرات ارائه‌شده را مجدداً به صورت کمّی ارزیابی و رتبه‌بندی کنند. به عنوان مثال، ممکن است از آن‌ها خواسته شود با توزیع صد سکه مجازی بین نظرات مختلف، یک ترجیح کمّی یا تخمینی از احتمال وقوع یک سناریوی آینده را ایجاد کنند. هرچند گنجاندن دورهای ناشناس ممکن است در سازمان‌های با اعتماد پایین، سنتی یا درگیر با تفکر گروهی محبوبیتی نداشته باشد، اما برای رسیدن به نظرات واقعی و اصیل باید بر آن پافشاری کرد. اجرای دورهای ناشناس همچنین به افراد متعصب یا غیرمنعطف اجازه می‌دهد تا بدون نگرانی از پرداخت هزینه‌های اجتماعی، نظرات اولیه خود را تغییر داده یا تعدیل کنند و از خرد جمعی گروه یاد بگیرند.

کاربردهای عملی روش دلفی

پس از پایان دورهای ناشناس، ممکن است چند دور گفتگوی عمومی نیز برگزار شود تا در نهایت نظرات از هم‌گرایی بازایستند و به یک ثبات نسبی برسند. در مقاله‌ای کلاسیک در سال ۱۹۶۲، دالکی و هلمر نشان دادند که دلفی ناشناسِ تکرارشونده توانست عدم قطعیت تخمین متخصصان را در سناریوی تعداد بمب‌های هسته‌ای مورد نیاز از یک بازه ده هزار درصدی به بازه دویست درصدی کاهش دهد؛ این دستاورد به معنای یک کاهش شگفت‌انگیز پنجاه برابری در میزان عدم قطعیت بود.

امروزه نیز نسخه‌های ساده‌تر و چابکی از متد دلفی در چارچوب‌های مدیریت پروژه مانند اسکرام (Scrum) برای هم‌گرایی سریع در تخمین میزان دشواری یا هزینه وظایف استفاده می‌شود. جف ساترلند (Jeff Sutherland)، یکی از بنیان‌گذاران چارچوب اسکرام و از پیشگامان مدیریت پروژه چابک، به خوبی توضیح می‌دهد که چگونه پدیده‌ای به نام مخروط عدم قطعیت  در برآورد هزینه‌ها را می‌توان با استفاده از رای‌گیری هم‌زمان تیمی و بهره‌گیری از کارت‌های توالی فیبوناچی به شدت کاهش داد. این فرآیند سریع دلفی به تیم‌ها اجازه می‌دهد وظایف خود را به شکل بسیار بهتری اولویت‌بندی کرده و خروجی کار و دقت برآوردهای خود را به طرز چشمگیری افزایش دهند.

picture

نقشه‌برداری از مکاتب فکری

علاوه بر ایجاد هم‌گرایی، روش دلفی نظرات را به اندازه‌ای شفاف می‌کند که در صورت وجود زمان و منابع کافی، می‌توان فرآیند نقشه‌برداری استدلال و مفروضات را برای مکاتب فکری رقیب درون گروه به انجام رساند. باید توجه داشت که مکاتب فکری مختلف ممکن است به دلیل ارزش‌های متفاوت، تفاوت‌های هنجاری، مفروضات گوناگون یا مدل‌های ذهنی مسلطِ متفاوت در میان افراد شکل بگیرند. در مواجهه با موضوعات پیچیده و بحث‌برانگیز مانند تغییرات اقلیمی یا سیاست‌گذاری‌های کلان، بهترین استراتژی این است که نقشه‌های فکری به دست آمده را به تعداد محدودی از مکاتب فکری قابل مدیریت کاهش داده و آن‌ها را به طور کامل شفاف‌سازی کرد. در واقع، توسعه یک نقشه ساختاریافته از آینده‌های محتمل، ممکن و مرجح همراه با شفاف‌سازی دقیق ارزش‌ها، مفروضات و مدل‌ها، یکی از اهداف نهایی و ارزشمند یک فرآیند دلفی موفق به شمار می‌آید. تصویر زیر، نمونه‌ای عالی از خروجیِ چنین نقشه‌برداری‌هایی است. این نمودار نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در یک موضوع پیچیده، مکاتب فکری مختلف (مانند اقتصاد کینزی، کلاسیک و پول‌گرا) را بر اساس تفاوت در مفروضات و جهت‌گیری‌های سیاسی آن‌ها (از چپِ لیبرال تا راستِ محافظه‌کار) دسته‌بندی و روی یک طیف مشخص مرتب کرد تا ریشه‌ی اختلاف‌نظرهای گروهی شفاف شود.

picture

ظهور دلفی باز (Open Delphi)

فرآیند یادگیری حاصل از تجمیع نظرات گروه در سیستم دلفی، در نهایت از یک منحنی اس (S-curve) پیروی می‌کند. این بدان معناست که میزان درک موضوع در چرخه‌های اولیه به سرعت بالا می‌رود، اما پس از مدتی این روند کند و متوقف می‌شود، مگر اینکه تنوع یا ظرفیت فکری گروه مشارکت‌کننده به شدت افزایش یابد. با در نظر گرفتن ارزش بالای تنوع شناختی، می‌توانیم مفهوم جدیدی تحت عنوان دلفی باز (Open Delphi) را تصور کنیم. در این ساختار نوین، هر فردی در بستر وب می‌تواند در فرآیند پیش‌بینی مشارکت داشته باشد.

برای موفقیت این الگو، باید بازاریابی گسترده‌ای برای جذب هم‌زمان متخصصان و مخاطبان عادی صورت گیرد و مشوق‌های جذابی نیز برای ترغیب افراد به مشارکت ارائه شود. علاوه بر این، فضای تعامل دیجیتال باید به گونه‌ای طراحی شود که استفاده از آن برای عموم مردم ساده و روان باشد. در چنین سیستمی، تکرار چرخه‌های ارزیابی تا زمانی ادامه می‌یابد که جامعه به بالاترین سطح یادگیری و بهبود پیش‌بینی‌ها پیش از رسیدن به نقطه اشباع دست یابد. هرچند امروزه فرآیندهای دلفی کمی به این شکل کاملاً باز و عمومی انجام می‌شوند، اما بدون شک با رشد هوش جمعی و گسترش دسترسی به ابزارهای تحت وب، در آینده شاهد نمونه‌های بسیار بیشتری از این رویکرد تحول‌آفرین در عرصه آینده‌پژوهی خواهیم بود که نشان می‌دهد علم پیش‌بینی با شتابی روزافزون به سمت خرد جمعی و فراگیرتر شدن در حرکت است.