logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

شگفتی‌سازها در دنیای استراتژی

بیشتر مدیران فکر می‌کنند آینده را مثل کف دستشان می‌شناسند. آن‌ها عاشق تحلیل روندها و اعداد هستند؛ اما یک حقیقت ترسناک وجود دارد: بزرگ‌ترین ضربات نه از سمت رقبا، بلکه از جایی وارد می‌شوند که حتی در رادارهای شما هم نیستند. شگفتی‌سازها دقیقاً همان‌جایی پنهان شده‌اند که شما می‌گویید این غیرممکن است.

شگفتی‌ساز چیست؟

در حوزه آینده‌نگاری راهبردی و سناریو، این مفهوم به رویدادهایی گفته می‌شود که احتمال وقوع آن بسیار کم ولی در عوض تاثیر آن به‌طور چشمگیری بالاست. چنین رویدادهایی قادرند چشم‌انداز کسب و کار و کل جامعه را از ریشه دگرگون سازند. مانند فاجعه اتمی چرنوبیل، بحران مالی ۲۰۰۸، حملات ۱۱ سپتامبر یا پاندمی کووید-۱۹.

picture

انواع شگفتی‌سازها

قوی سیاه: واژه‌ای که توسط نسیم نیکلاس طالب ابداع شد که به رویدادهای بسیار غیر محتمل و پیش‌بینی‌نشده‌ای اشاره دارد که تأثیرات عظیمی به جا می‌گذارند (مانند سقوط دیوار برلین یا کووید-۱۹).

فیل سیاه: رویدادهایی که بسیار محتمل هستند و نشانه‌های آشکاری دارند، اما جامعه آگاهانه آن‌ها را نادیده می‌گیرد و تا زمانی که رخ ندهند، وانمود می‌کند که غیرمحتمل هستند (مانند بحران‌های اقلیمی).

عروس دریایی سیاه: ریسک‌های شناخته‌شده و معمولی که به دلیل بازخوردهای مثبت، ناگهان از کنترل خارج شده و ابعادی غول‌آسا پیدا می‌کنند (مانند فروپاشی ناگهانی یک نهاد مالی بزرگ).

پلنگ سفید: ریسک‌های پنهان یا استتار شده‌ای که تاثیرات بزرگی دارند. حملات سایبری یا اقدامات تروریستی که تا پیش از وقوع از دید عموم پنهان می‌مانند، در این دسته قرار می‌گیرند.

اشتباه نکنید، این وقایع فقط متعلق به آرشیو کتاب‌های تاریخ نیستند. همین الان هم شگفتی‌سازهای جدیدی در سایه در حال شکل‌گیری‌اند.از جهش ناگهانی در فناوری گداخت هسته‌ای که می‌تواند کل نظم انرژی جهان را تغییر دهد، تا یک ابر تورم جهانی که اعتبار دارایی‌های سنتی را به چالش می‌کشد و حتی ظهور یک هوش مصنوعی ابرانسانی که مرزهای فرمان‌پذیری از انسان را جابه‌جا می‌کند. این‌ها تنها گوشه‌ای از سناریوهایی هستند که می‌توانند چنان طوفانی به پا کنند که از جهان امروز ما، تنها یک خاطره باقی بماند.

مطالعه بیشتر: باغ وحش سایه‌ها؛ راهنمای بقا در آینده‌ای که نمی‌شناسیمقوی سیاه؛ اندیشه ورزی پیرامون ریسک

مدیریت شگفتی‌سازها: پیش‌دستی یا تسلیم؟

مدیریت مؤثر این پدیده‌ها نیازمند رویکردی پویا، منعطف و پیش‌دستانه است. انتظار برای دریافت اطلاعات بیشتر یا مشاهده نتایج ملموس، می‌تواند به قیمت نابودی یک سازمان تمام شود.

نداشتن استراتژی آینده‌نگرانه، احتمال اتخاذ تصمیمات اشتباه را افزایش می‌دهد. شرکت‌های هوشمند از سناریوهای شگفتی‌ساز استفاده می‌کنند تا پایداری استراتژی‌های خود را بسنجند و نقاط ضعف‌شان را ترمیم کنند. اگر شرکتی نتواند سریع و مؤثر با این تغییرات سازگار شود، با مشکلاتی روبرو خواهد شد که حل آن‌ها در آینده به هزینه‌ای بسیار گزاف‌تر از اقدامات پیشگیرانه امروز نیاز دارد.

چطور شگفتی‌سازها را شناسایی کنیم؟

بنجامین گیلاد (Benjamin Gilad) در کتاب نقاط کور کسب‌وکار، مدلی سه‌مرحله‌ای را برای شناسایی این تهدیدات پنهان پیشنهاد می‌دهد. در گام نخست، باید با نگاهی دقیق به ساختار صنعت و داده‌های تاریخی، روندهایی را که تعادل بازار را به هم می‌زنند شناسایی کرد. سپس در گام دوم، نوبت به استخراج فرضیات و باورهای مدیران ارشد درباره‌ی آینده‌ی صنعت می‌رسد. این اطلاعات را می‌توان از میان مصاحبه‌ها، کنفرانس‌ها و گزارش‌های سالانه بیرون کشید و در گام سوم، باید این دو تصویر را مقابل هم قرار داد. وقتی تحلیل واقعیِ داده‌ها چیزی را می‌گوید که با باورهای همیشگی مدیر در تضاد است، دقیقاً همان‌جا یک نقطه کور کشف شده است. این شکاف، همان نقطه‌ی کوری است که پدیده‌های شگفتی‌ساز در آن ریشه می‌دوانند و درست در لحظه‌ای که تصور می‌کنید بر اوضاع مسلط هستید، از همان گسست نادیده، ضربه‌ی کاری را بر پیکره‌ی سازمان وارد می‌کنند. 

بنجامین گیلاد در مدل خود توضیح می‌دهد که بسیاری از سازمان‌ها به دلیل تکیه بر باورهای قدیمی، تغییرات واقعی بازار را نمی‌بینند. این وضعیت شباهت زیادی به مفهوم نقطه کور در مدل پنجره جوهری دارد که در شکل زیر آمده است. در این مدل، نقطه کور به مواردی اشاره دارد که دیگران (مانند رقبا) آن‌ها را تشخیص می‌دهند اما خود سازمان از آن‌ها اطلاع ندارد.

picture

درنهایت، تجهیز سازمان در برابر نوسانات محیطی، مستلزم پیاده‌سازی بسترهای آینده‌نگاری جهت ارتقای سطح تاب‌آوری در مواجهه با چالش‌های نوظهور است. تدوین راهبردها بر پایه روش‌های آینده‌پژوهی و پایش دقیق سیگنال‌های تغییر، از طریق شفاف‌سازی نقاط کور مدیریتی، پایداری فرآیند تصمیم‌گیری را در شرایط ناپایدار تضمین می‌کند. در این چارچوب، ابهام حاکم بر افق‌های پیش ‌رو، برای نهادهایی که بر طراحی سناریوهای چندگانه و تحلیل مسیرهای جایگزین تمرکز دارند، به یک ظرفیت راهبردی تبدیل می‌گردد. اتخاذ این رویکرد سیستماتیک، منجر به گذار از پاسخ‌های واکنشی به سوی کنش‌گری فعالانه می‌شود و مبنای گزینش‌های استراتژیک را از پیش‌بینی‌های غیرمنعطف، به مدیریت پویای عدم‌قطعیت‌ها تغییر می‌دهد.