logo

نواندیشان آتی نگار فرتاک

آینده پژوهی
دیدوانسوپر اپلیکیشن دیدوان
icon

خانه

icon

وبلاگ

icon

دیده‌بان آینده‌

icon

محصولات

icon
icon

سوپر اپلیکیشن دیدوان

نظریه نسل‌ها در آینده پژوهی؛ آیا زمستان تاریخ تمام می‌شود؟

آیا تا به حال احساس کرده‌اید که جهان در حال فروپاشی است و هر روز خبر جدیدی از بحران‌های اقتصادی، جنگ یا ناآرامی‌های اجتماعی به گوش می‌رسد؟ بسیاری از ما تصور می‌کنیم که این آشوب‌ها بی‌سابقه هستند و جهان به پایان خط رسیده است. اما این وضعیت پایان مسیر نیست و دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید در آن قرار داشته باشیم. در مباحث مدرن آینده پژوهی، نیل هاو (Neil Howe) و ویلیام استراوس (William Strauss) با طرح نظریه نسل‌ها (Strauss-Howe Generational Theory) پیشنهاد می‌کنند که تاریخ خطی نیست، بلکه مانند طبیعت فصل‌هایی دارد و ما اکنون در حال گذر از سخت‌ترین فصل آن هستیم.

سکیولوم؛ ضربان قلب تاریخ

اساس این نظریه بر مفهومی به نام سکیولوم (Saeculum) بنا شده است. یک سکیولوم بازه‌ای زمانی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ سال است که تقریباً با طول عمر یک انسان برابری می‌کند. استراوس و هاو با بررسی تاریخ چند قرن اخیر متوجه شدند که جوامع بشری در هر سکیولوم، چهار مرحله یا چرخش مشخص را طی می‌کنند.

این چرخش‌ها شباهت عجیبی به فصل‌های سال دارند و هر کدام حدود ۲۰ تا ۲۵ سال طول می‌کشند. بنابراین، جمع چهار فصل بیست ساله، همان چرخه هشتاد ساله سکیولوم را می‌سازد. این الگو که در مطالعات تحلیل روند بسیار مورد توجه است، نشان می‌دهد رویدادهای بزرگ تاریخی تصادفی نیستند و بخشی از یک مکانیزم اصلاحی در تمدن بشر محسوب می‌شوند.

چهار فصل تاریخ: از اوج تا بحران

برای درک اینکه چرا امروز در این نقطه ایستاده‌ایم، باید نگاهی به این چهار چرخش بیندازیم. چرخه با دوران اوج یا بهار آغاز می‌شود که معمولاً پس از پایان یک جنگ بزرگ شکل می‌گیرد؛ دورانی که جامعه متحد است و نهادهای اجتماعی قدرتمند هستند. پس از آن نوبت به بیداری یا تابستان می‌رسد. در این مرحله نسل جدیدی که در رفاه بزرگ شده، علیه نظم موجود شورش می‌کند و خواهان آزادی‌های فردی و معنوی بیشتر است.

با گذشت زمان وارد پاییز یا دوران فرسایش می‌شویم؛ دوره‌ای که اعتماد به نهادها به حداقل می‌رسد، بدبینی فرهنگی رواج می‌یابد و جامعه قطبی می‌شود. در نهایت به فصل چهارم یا بحران می‌رسیم؛ همان زمستانی که اکنون در آن قرار داریم. در این فصل نهادهای فرسوده فرومی‌ریزند و جامعه با تهدیدی وجودی روبرو می‌شود. مردم دوباره مجبور می‌شوند برای بقا با هم متحد شوند تا نظم جدیدی را پایه‌ریزی کنند. آینده پژوهی به ما می‌گوید که این تخریب ساختارها، مقدمه ضروری برای ساختن بنای جدید است.

زمستان اینجاست؛ ما در چرخش چهارم هستیم

طبق نظریه نسل‌ها ما از حوالی سال ۲۰۰۸ و همزمان با بحران مالی جهانی، وارد چرخش چهارم یا همان زمستان تاریخ شده‌ایم. ویژگی اصلی این دوران، تخریب ساختارهای کهنه و ناکارآمد است. شاید این وضعیت ترسناک به نظر برسد اما زمستان کارکردی حیاتی دارد و آن پاکسازی زمین برای رویش مجدد است.

این نظریه توضیح می‌دهد که چرا رهبران جهان، سیستم‌های اقتصادی و حتی مرزهای جغرافیایی در حال لرزش هستند. ما در حال پوست‌اندازی هستیم. نسلی که در این دوران به بلوغ می‌رسد، مانند نسل زد و هزاره‌ها، وظیفه سنگین قهرمان بودن را بر دوش دارد؛ یعنی کسانی که باید نظم نوین را از دل خاکستر نظم قدیم بیرون بکشند.

چرا باید امیدوار باشیم؟

شاید فکر کنید که گیر افتادن در زمستانِ تاریخ بدشانسی است. اما بینش‌های آینده پژوهی یک پیام امیدبخش دارند: هیچ زمستانی ابدی نیست. چرخش‌های تاریخی به ما اطمینان می‌دهند که پس از هر بحران، یک دوره اوج یا بهار در انتظار است.

تمام آشوب‌های امروز، مقدمه‌ای برای ساختن نهادهایی عادلانه‎تر، اقتصادی پویاتر و جامعه‌ای متحدتر در دهه‌های آینده است. درک این چرخه و مفهوم امید استراتژیک به ما قدرت می‌دهد تا به جای ترسیدن از تغییرات، نقش خود را در این گذار تاریخی پیدا کنیم و برای فصل بعدی آماده شویم.