آیندهنگاری گذار انرژی خلیجفارس
کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شامل عربستان سعودی، امارات، قطر، کویت، بحرین و عمان در کانون تحولی پیچیده قرار دارند. شکوفایی دهههای اخیر این منطقه بر پایه درآمدهای صادرات نفت و گاز بنا شده است. این درآمدها شهرسازی سریع، توسعه زیرساختها و سیستمهای رفاهی گسترده را تأمین مالی کردهاند. سهم درآمدهای فسیلی دولت بحرین از تولید ناخالص داخلی از سال ۲۰۰۰ میلادی تقریباً دو برابر شده است. همزمان با تکامل سیستم انرژی جهانی، صادرات فسیلی منطقه روند نزولی نشان میدهد. شرایط اقلیمی نیز این فشار را دوچندان میکند. منطقه خلیج فارس هماکنون یکی از گرمترین و خشکترین نقاط زمین به شمار میرود. دمای پایتخت امارات در سال ۲۰۲۱ به ۵۱.۸ درجه سانتیگراد رسید. پیشبینیها نشان میدهند ریاض بین سالهای ۲۰۴۰ تا ۲۰۶۰ سالانه حدود ۲۰ موج گرمای دهروزه تجربه خواهد کرد. آیندهنگاری گذار انرژی برای این کشورها یک ضرورت اقتصادی، اقلیمی و اجتماعی محسوب میشود.
مدیریت پیچیدگیهای گذار
سیاستگذاران برای رویارویی با این چالش به روشهای آیندهنگاری استراتژیک روی آوردهاند. این متدولوژیها امکان بررسی ساختاریافته آیندههای بدیل را فراهم میکنند تا تصمیمگیریهای امروز با دقت بیشتری انجام شوند. کاربرد چارچوبهای تحلیلی کمک میکند پیچیدگیهای یک جهان غیرخطی قابلدرک شوند. این رویکردها واقعیتهای اقتصادی کوتاهمدت را با اهداف پایداری بلندمدت همسو میکنند. دولتها با کمک این مدلها مسیر سرمایهگذاری را تشخیص میدهند، ریسکهای سیستمی را مهار میکنند و با تغییرات فناوری سازگار میشوند.
مدل مثلث آیندهها
سهیل عنایتالله چارچوب مثلث آیندهها را برای درک نیروهای شکلدهنده فردا طراحی کرده است. این مدل سه محور اصلی را بررسی میکند. محور اول فشارهای زمان حال یا همان بینش است. روندها نشان میدهند اقتصاد جهانی تغییر کرده و جایگاه مالی منطقه را دگرگون ساخته است. سهم درآمدهای هیدروکربنی دولتهای منطقه از ۷۲.۷ درصد در سال ۲۰۱۳ به ۶۴ درصد در سال ۲۰۲۳ کاهش یافت. صادرات نفت خامشان نیز در سال ۲۰۲۳ افت ۸.۲ درصدی را تجربه کرد. محور دوم کششهای آینده نام دارد و شامل چشماندازهای آرمانی جامعه است. هدفگذاری عربستان برای جذب ۴۴ میلیون تن کربن تا سال ۲۰۳۵ و احداث پروژه هاب جذب کربن جبیل نمونههایی از این چشماندازها هستند. استراتژی کربنصفر امارات، نیروگاه ۳.۲۷ میلیارد دلاری کویت و همکاری عمان با گوگل برای ذخیره انرژی نیز در همین دسته قرار میگیرند. محور سوم وزن گذشته یا پسنگری است. این محور موانع ساختاری تحول را در بر میگیرد. وابستگی به درآمدهای فسیلی و سرانه بالای مصرف انرژی مهمترین موانع هستند. برای نمونه، ۳۴ درصد از تولید ناخالص داخلی قطر وابسته به صادرات سوختهای فسیلی است.
برای درک بهتر تعامل میان این نیروهای سهگانه، تصویر زیر شمایلی از کاربرد مدل مثلث آیندهها را در بخش انرژی منطقه نمایش میدهد. این گرافیک نشان میدهد تعادل میان بینش امروز، وزن گذشته و کشش آینده چارچوب احتمالی سیستمهای انرژی را میسازد.

الگوی تحلیلی سه افق
چارچوب سه افق ابزاری کارآمد برای مدیریت دوره گذار است. این مدل انتقال میان بازههای زمانی مختلف را تسهیل میکند و ابهام مسیر را کاهش میدهد. افق اول سیستم کنونی انرژی را نشان میدهد. سیستم فعلی تحت سلطه نفت و گاز است اما تلاش میکند کاراییاش را ارتقا دهد. اولویت فوری در این مرحله کاهش شدت انتشار آلایندهها از طریق فناوریهای جذب کربن و مهار متان است. افق دوم فضای نوآوری و گذار نامیده میشود. الگوها و فناوریهای نوین در این فضا رشد میکنند. توسعه هیدروژن آبی و سبز، ایجاد زیرساختهای انتقال، شکلگیری بازارهای کربن و توسعه تجدیدپذیرها اجزای اصلی این افق هستند. افق سوم چشمانداز بلندمدت اقتصاد را مجسم میکند. اقتصادی چرخشی و کمکربن بر پایه تجدیدپذیرها در این مرحله محقق میشود. صادرات انرژی خلیج فارس در این آینده جای خود را به مولکولهای پاک میدهد و شهرها با تغییرات اقلیمی سازگار میشوند.
نمودار چارچوب سه افق و نحوه حرکت از وضعیت موجود به سمت آینده پایدار در ادامه ترسیم شده است. این شکل مسیر کاهش تسلط الگوهای سنتی و رشد همزمان نوآوریهای پاک را در محور زمان به تصویر میکشد.

پیادهسازی الگوهای استراتژیک
پروژه هاب جذب کربن جبیل در عربستان یک نمونهی عملی از کاربرد این چارچوبهای آیندهنگاری است. این هاب هدفگذاری کرده است تا سال ۲۰۲۷ سالانه ۹ میلیون تن دیاکسید کربن را در خوشههای صنعتی جذب کند. این زیرساخت به تحقق هدف انتشار خالصصفر آرامکو تا سال ۲۰۵۰ کمک خواهد کرد. افت هزینه تجدیدپذیرها فشار زمان حال محسوب میشود. آرمان عربستان برای تبدیل شدن به صادرکنندهی جهانی هیدروژن پاک همان کشش آینده است. وابستگی مسیر صنعتی به اقتصاد نفتی نیز وزن گذشته را نشان میدهد. پروژه جبیل در مدل سه افق به عنوان پلی میان وضعیت پرکربن فعلی و آیندهی کمکربن عمل میکند.
نیروگاه خورشیدی الخرسعه قطر نمونهی دیگری از کشش آینده است. این پروژه وابستگی چنددههای کشور به زیرساختهای گازی را میشکند. نیروگاه الخرسعه یک زیرساخت حیاتی در فضای افق دوم به شمار میرود و مسیر را برای رسیدن به اهداف افق سوم هموار میسازد.
نهادینهسازی آیندهنگاری سیاستی
آیندهنگاری باید به جزء جداییناپذیر سیاستگذاری تبدیل شود تا تابآوری منطقه حفظ شود. تنش میان گذشته، حال و آینده ممکن است در نگاه اول نگرانکننده به نظر برسد. کاربرد دقیق روشهای ساختاریافته سیگنالهای پراکنده را به استراتژیهای منسجم تبدیل میکند. استقرار واحدهای تخصصی آیندهپژوهی در نهادهای انرژی، رویکرد منفعلانه منطقه را به رویکردی فعالانه تغییر میدهد. این نهادینهسازی روایت سنتی منطقه را از وابستگی به سوختهای فسیلی به سمت رهبری انطباقپذیر ارتقا خواهد داد.
منابع:

