آیندهنگاری امنیت اقتصاد معدنی
نشست سال ۲۰۲۵ جامعه آیندهنگاری دولتهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، تحولات مرتبط با مادیسازی مجدد اقتصاد جهانی را کانون بررسی قرار داد. مواد معدنی کلیدی برای رشد پایدار، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای دیجیتال اهمیتی روزافزون یافتهاند. با این وجود، تولید و تجارت در این بخش با تمرکز بسیار بالایی همراه است. به عنوان نمونه، بیش از دو سوم کبالت جهان از کنگو تأمین میشود. در همین حال، نزدیک به ۷۰ درصد از تولید عناصر نادر خاکی تحت کنترل چین قرار دارد. چین همچنین در پالایش ۱۹ مورد از ۲۰ ماده معدنی کلیدی پیشتاز است و بیش از نیمی از صادرات جهانی باتریهای لیتیوم-یون را در اختیار دارد. این قدرت بازار به شرکتهای دولتی اجازه میدهد تا کنترل قیمتها و رویههای ضدرقابتی را به راحتی اعمال کنند.
ابتکارات و همگرایی منافع
ورودیهای فیزیکی اقتصاد اغلب در برنامهریزیهای کلان نادیده گرفته میشوند. برای رفع این چالش، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی یک ابتکار فرابخشی را برای همراستا کردن منافع کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده راهاندازی کرده است. این ابتکار بر نگاشت وابستگیهای زنجیره تأمین، رصد محدودیتهای صادراتی، پیگیری نوآوریها در حوزه بازیافت و بررسی مدلهای تأمین مالی تمرکز دارد. کشورهای تولیدکننده در تلاش هستند تا جایگاه خود را در طول زنجیره ارزش ارتقا دهند و اقتصادهای پیشرفته نیز به دنبال تنوعبخشی به شرکای تجاری خود هستند. این فضای مشترک، فرصتی برای یک گذار اقتصادی عادلانه فراهم میآورد.
چالشهای زنجیره تأمین مواد
برآوردها نشان میدهند تقاضا برای موادی نظیر لیتیوم، مس و عناصر نادر خاکی به دلیل توسعه خودروهای برقی و سیستمهای ذخیره انرژی، تا سال ۲۰۴۰ چهار برابر خواهد شد. با این وجود، محدودیتهای گستردهای در بخش عرضه مشاهده میشود. زمانبر بودن پروژهها به گونهای است که تنها یک مورد از هر صد پروژه معدنی به مرحله تولید میرسد. خطرات زیستمحیطی، کمبود آب و جابهجایی جمعیت نیز تلاشها برای توسعه را پیچیدهتر کرده است. تکهتکه شدن فضای ژئوپلیتیک و اوجگیری ملیگرایی در حوزه منابع، پویایی تجارت را تغییر میدهد. این عوامل سیاسی کارایی بازار را تهدید میکنند و پیامدهای پرهزینهای برای امنیت اقتصادی به همراه دارند.
سناریوهای آینده معدنکاری
برای مواجهه با این عدمقطعیتها، رصدخانه بینالمللی مواد خام (INTRAW) چهار سناریوی تحلیلی برای آینده معدنکاری در افق ۲۰۵۰ تدوین کرده است. این سناریوها تأثیر متغیرهایی مانند رقابتهای ژئوپلیتیک، کمبود نیروی کار، بیثباتی بازار و پیشرفت فناوری را بررسی میکنند. شرح دقیق این چهار سناریو در قالب جدول زیر بازطراحی و ارائه شده است.
نام سناریو | پیامدها و توصیف وضعیت در افق ۲۰۵۰ |
قلمروهای تقسیمشده | بلوکهای خودکفا، رشد و توسعه اقتصادی را به خطر میاندازند. تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک و ظهور بلوکهای تجاری منزوی با جهانبینیهای متضاد پس از سال ۲۰۳۰، به اختلالات عمده در بازار، به خطر افتادن پژوهشها و اختلال در گذار انرژی منجر میشود. |
موج پیشرفت | رونق فناوری پیشرفت را رقم میزند، اما نابرابری را تشدید میکند. جهان به بلوکهای تجاری رقیب تجزیه شده است. کمبود نیروی کار و محدودیت در گزینههای جایگزین باعث بیثباتی قیمتها میشود. |
مارپیچ نزولی | کشورها در مسیر دستیابی به خودکفایی مطلق، در تله پسرفت گرفتار میشوند. اوجگیری ملیگرایی منابع، همکاریهای جهانی را متلاشی کرده است. اهداف زیستمحیطی به حاشیه رانده میشوند و معدنکاری به عنوان بخشی از مشکل دیده میشود. |
گذار بزرگ | یک بحران جهانی باعث شکلگیری اتحاد بیسابقهای میشود. جوامع حول اهداف مشترک پایداری و تابآوری متحد میشوند. معدنکاری با حمایت سیاستهای باثبات، تجارت جهانی و نوآوری فناوری به بخشی از راهحل تبدیل میشود. |
نقش راهبردی ژئوپلیتیک طلا
طلا به عنوان یک دارایی حیاتی و پناهگاه امن در زمان بحرانهای اقتصادی جایگاه خود را بازتعریف کرده است. بازارهای نوظهور در حال حاضر ۷۴ درصد از مصرف سالانه طلا را به خود اختصاص دادهاند. بانکهای مرکزی، به ویژه در اقتصادهای در حال توسعه، از زمان بحران مالی جهانی بیش از ۷۰۰۰ تن طلا خریداری کردهاند. کشورها از طلا به عنوان مکانیزمی برای تقویت خودمختاری استراتژیک، کاهش وابستگی به واسطههای مالی سنتی و ابزاری برای مقابله با تحریمهای اقتصادی بهره میبرند. به عنوان نمونه، طلا در حال حاضر یکی از منابع اصلی درآمدهای غیرنفتی برای کشوری مانند روسیه به شمار میرود.
اقتصادهای طلامحور قاره آفریقا
در سطح ملی و قارهای، رویکردهای توسعهمحور مبتنی بر طلا در آفریقا با دقت ارزیابی میشوند. مباحث آیندهنگاری نشان میدهند ایده شکلگیری ارزهای با پشتوانه طلا میتواند به تقویت تجارت درونقارهای، مهار تورم و بهبود شرایط استقراض کمک کند. با این وجود، این استراتژیها با ریسکهایی نظیر توزیع نامتوازن منابع و وابستگی به بازیگران خارجی همراه هستند. در صورت فقدان حاکمیت و نظارت کارآمد، این روندها ممکن است اقتصادهای محلی را در یک تله کالایی جدید گرفتار کنند.
گسترش معدنکاری خرد غیررسمی
در سطح خرد، معدنکاری استخراجی کوچکمقیاس و غیررسمی طلا (ASGM) تحولات عمیقی را تجربه کرده است. سهم این بخش از عرضه جهانی طلا که در دهه ۱۹۹۰ میلادی حدود ۴ درصد بود، امروزه به نزدیک ۲۰ درصد ارتقا یافته است. این شبکه به طور مستقیم برای ۲۰ میلیون نفر و به طور غیرمستقیم برای ۱۰۰ میلیون نفر منبع درآمد محسوب میشود. با توجه به چالشهای مرتبط با تغییرات اقلیمی در بخش کشاورزی و غلبه هزینههای رسمیسازی بر منافع آن در کوتاهمدت، رویکردهای غیررسمی به شدت رواج یافتهاند.
تسری معدنکاری به کبالت
فقدان شفافیت در استخراج غیررسمی، فضایی برای ورود شبکههای پولشویی فراهم کرده است. این بازیگران از طریق ادغام در اقتصاد رسمی، جایگاه خود را در سیاستهای ملی کشورهای تولیدکننده تقویت میکنند. پایش این روندها مشخص میسازد رشد معدنکاری خرد میتواند یک شاخص پیشرو برای تحلیل آینده سایر مواد معدنی حیاتی باشد. سهم معدنکاری خرد در تأمین فلز کبالت از ۵ درصد در اواخر دهه ۲۰۰۰ میلادی به بیش از ۱۲ درصد در سال ۲۰۲۴ افزایش یافته است. این رقم در مورد تانتالیوم و قلع به ۲۵ درصد رسیده و اخیراً به حوزه استخراج لیتیوم نیز کشیده شده است. توسعه فناوریهای دیجیتال با ایجاد امکان رهگیری و تأیید اصالت در طول زنجیره تأمین، ابزار مناسبی برای ارتقای شفافیت این بازارها به شمار میرود.
منابع:

